فطر السموات و الارض حنيفا و ما أنا من المشركين ] [ ( 1 ) ] از ميان دل و جان خليل وار بر خواند ، و تحريمهء نماز و لذكر اللّه اكبر [ ( 2 ) ] در پيوست و در نماز شروع كرد ، و اركان قيام و قرأت و ركوع و سجود ، با تمام فرايض و سنن و واجبات نماز [ ( 3 ) ] بجاى آورد ، و چون سر به سجده نهاد ، كيك چند تن را از كفار حاضر كرد [ ند ] تا در وقت سجده آن امام ربانى را و آن مسلما ( نا ) ن ديگر ، كه به وى اقتداء كرده بود ( ند ) زحمت بسيار دادند ، و سر او بر زمين زدند به قوت ، و با ايشان حركت فاسد كردند ، تا مگر نماز ايشان قطع گردد [ ( 4 ) ] و آن امام ربانى و عالم سبحانى آن جمله تعدى و ايذاء تحمل مىكرد ، و اركان و شرايط نماز بجاى آورد ، و نماز را به هيچ وجه قطع نه كرد ، چون سلام داد ، روى به آسمان آورد ، و شرايط و ادعوا ربكم تضرعا و خفيه [ ( 5 ) ] نگاه داشت ، و باجازت برخاست ، و به منزل خود باز رفت حق تعالى و تقدس بقدرت كامله و قهر اعدا گداز خود دران ( سر ) شب دردى را بر كيك موكل فرمود ، كه رگ جانش بكارد اجل قطع كرد ، چنانچه هم در [ ين ] شب ، بدوزخ رفت . و مسلمانان از ظلم و تعدى او خلاص يافتند . چون پسران كيك آن هيبت و قهر مشاهده كردند ، ديگر روز از ان امام عذرها خواستند ، و رضاطلبى كردند « رضى اللّه عنه و عن المؤمنين . » [ ( 6 ) ]
السابع باتو بن توشى بن چنگيزخان
پيش ازين به تقرير پيوسته است ، كه توشى [ ( 7 ) ] پسر مهتر چنگيزخان بود چون او به قصد پدر از دنيا نقل كرد ، از وى پسران بسيار بماندند ، مهتر همه ايشان با تو بود [ ( 8 ) ] او را بجاى پدر او چنگيزخان بنشاندند ، و ممالك قبايل تركستان ، از خوارزم و بلغار و بر طاس [ ( 9 ) ] و سقلاب تا حد روم تمام در ضبط او [ در ] آمد ، و دران ديار جملهء قبايل خفچاق [ ( 10 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] قرآن ، الانعام 79
[ ( 2 ) ] قرآن ، العنكبوت 45
[ ( 3 ) ] مط و مب : و آداب بجاى
[ ( 4 ) ] مط و مب : گرداند
[ ( 5 ) ] قرآن ، الاعراف 55
[ ( 6 ) ] كلمات بين « . . . » در مب نيست .
[ ( 7 ) ] نسخه بدل در اصل : تولى
[ ( 8 ) ] اصل : ايشان همه با تو بود
[ ( 9 ) ] بضم اول نام قومى است ، كه ولايت وسيع آنها هم بنام ايشان ناميده مىشود و از ناحيههاى خزر است ، و نيز نام شهرى است در آنجا ( مراصد )
[ ( 10 ) ] مط و مب : قبچاق