و قنكلى [ ( 1 ) ] و يمك و البرى و روس و چركس و آس تا بحر ظلمات بگرفت ، و جمله او را منقاد گشتند ، و او مرد ( بس ) عاقل [ ( 2 ) ] و مسلمان دوست بود ، و مسلمانان [ را ] در پناه او مرفه الحال روزگار ميگذشت [ ( 3 ) ] و در لشكرگاه [ او ] و قبايل او مساجد با جماعت قايم ، و امام و مؤذن همه مهيا بودند ، و در مدت ملك او و عهد حيات او هيچ ضرر از فرمان او ، و اتباع و لشكر او ببلاد اسلام نرسيد ، و مسلمانان تركستان را در ظل حمايت او فراغ بسيار و امن بىشمار بود ، و هر ولايت كه در ايران در ضبط مغل آمده بود ، او را از ان نصيب معين بود ، و گماشتگان او در آن مقدار كه قسم او بود ، نصب بودند ، و جملهء بزرگان لشكر كشان مغل او را منقاد بودند ، و به نظر پدرش توشى ميديدند . چون كيك از دنيا نقل كرد ( و بدوزخ رفت ) جمله در پادشاهى با او [ ( 4 ) ] متفق شدند ، جز فرزندان چغتاى - و آن [ ( 5 ) ] التماس بر با تو عرضه كردند ، كه تخت مغل قبول كند ، و ( او ) بپادشاهى بنشيند ، جمله ممتثل فرمان او باشند ، با تو قبول نه كرد ، منكوخان بن تولى بن چنگيزخان را بنشاندند ، چنانچه بعد ازين به تقرير پيوندد .
و بعضى از ثقات چنين روايت كرد ( ه ا ) ند : كه با تو در سر [ ( 6 ) ] و خفيه مسلمان شده بود ، اما ظاهر نمىكرد ، و با اهل اسلام اعتقاد تمام داشت مدت بيست و هشت سال كم يا بيش [ ( 7 ) ] آن مقدار ملك راند ، و در گذشت رحمه [ ( 8 ) ] اللّه [ و ] ان كان مؤمنا و خفف اللّه عنه العذاب ان كان كافرا ، او را برسم [ ( 9 ) ] مغل دفن كردند و اين طايفه را معهود است ، كه چون ازيشان يكى در ميگذرد ، در زير زمين موضعى به قدر خانه يا صفه به نسبت و رفعت آن ملعون كه بدوزخ رفته باشد ، مهيا [ مى ] كنند و آن موضع را آراسته [ مى ] گردانند ، بتخت و فرش و اوانى و مال بسيار همانجا با سلاح او ، و هر چه خاص او بوده باشد دفن مىكنند ، و بعضى از زنان و پرستاران [ ( 10 ) ] و كسى را كه [ دوست داشته و ] دوست تر از همه دارد ، با او دران موضع دفن مىكنند آنگاه پشت آن موضع
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : قنلكى ، كه در نسخ خطى راورتى و مط : قنكلى و منكلى هم آمده
[ ( 2 ) ] مط و مب : عادل
[ ( 3 ) ] مط و مب : ميگذاشتند ،
[ ( 4 ) ] مط و مب : بانو
[ ( 5 ) ] مط و مب : و اين
[ ( 6 ) ] اصل : با تو كه در سر
[ ( 7 ) ] مط و مب : كم و بيش
[ ( 8 ) ] اصل رحمهم
[ ( 9 ) ] مط و مب : بر رسم
[ ( 10 ) ] اصل و سرينال و