خايهء آن خاكسار را بدندان از بيخ بكند [ ( 1 ) ] و به قوت آسمانى و تائيد ربانى ، در حال هلاكش كرد ، و حديث دعاى مصطفى صلى الله عليه و سلم ، كه در حق پسر ابو لهب كرده بود ، اللهم سلط عليه كلبا من كلابك در حق آن [ ( 2 ) ] خسيس بدفعل ملعون ظاهر شد ، و چنين كرامتى در دين اسلام و سعاد [ ا ] ت ملت حنفى و دولت امت محمدى و اعجاز متابعان سنت احمدى را به بخشيد ، تا از شر آن ملاعين در كنف عصمت بارى تعالى بسلامت ماندند .
چون كيك و توينان [ ( 3 ) ] ( مغل ) و حاضران مغل كفار چنين هيبتى و سياستى مشاهده كردند ، از ان انديشهء فاسد رجوع نمودند ، و دست از تعدى مسلمانان بداشتند ، و آن طمغاج را پاره [ پاره ] كردند ، و الحمد للّه على نصرة الاسلام و قمع الاصنام ، چون از مدت پادشاهى ( او ) يك سال و نيم گذشت ، قضا را اجل در رسيد ، و كيك بر خوان اجل لقمهء مرگ در دهان حيات نهاد ، و سبب آن آورده شود
حديث فوت شدن كيك ملعون
( ثقات ) چنين روايت كردند ، كه كيك را مدام جماعت توينان [ ( 4 ) ] بر ايذاء مسلمانان اغرا مىكردند ، و بران مىداشتند تا اهل ايمان را زحمت مىداد ، امامى بود دران بلاد از علماء اهل اسلام ، بانواع علم طريقت ( موصوف ) و به صنوف علم شريعت و فنون دقايق حقيقت آراسته ، ظاهرش بزيور علم و فضل محلى [ ( 5 ) ] و باطنش بانوار صفوت و عمل مصفا ، در دين اسلام مشار اليه گشته ، و در سنت مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم قطب مدار عاليه شده ، و لقب او امام نور الدين خوارزمى بود عليه الرحمة جماعت ترسايان و قسيسان و طايفه توينان [ ( 3 ) ] بتپرست از كيك التماس نمودند ، كه ( آن ) امام مسلمانان را حاضر كنيد [ ( 6 ) ] تا با ايشان مناظره كنند [ ( 7 ) ] و ترجيح دين محمدى و نبوت او ثابت دارد [ ( 8 ) ] و الا او را بقتل بايد رسانيد ، به حكم اين التماس آن امام ربانى را حاضر كردند [ ( 9 ) ] عصمت ( و ) الله يعصمك من الناس [ ( 10 ) ] در حوالى دين او بحراست و لن
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : بركنده
[ ( 2 ) ] مط و مب : اين
[ ( 3 ) ] مط و مب : نونيان
[ ( 4 ) ] مط و مب : نونيان
[ ( 5 ) ] اصل : مجلى
[ ( 6 ) ] مط و مب : گند ،
[ ( 7 ) ] مط و مب . تا يا او مناظره كنند
[ ( 8 ) ] مط و مب : گرداند ،
[ ( 9 ) ] مط و مب : آورد
[ ( 10 ) ] قرآن ، المائده 71