تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
پنهان شد ، و ديگر روز چون اهل شهر و لشكر مغل را ( از ) فرار ملك قراقش و بيرون شدن او معلوم شد ، ( دل ) اهل شهر و قلعه به كلى بشكست ، و مغل چيره شد ، و شهر را بگرفتند ، و در هر محلت قتال افتاد ، و مسلمانان جهاد بسيار كردند ، اما دو فوج از مسلمانان در ان حادثه جان را كمروار بر [ ( 1 ) ] ميان بستند و دست بشمشير بردند و تا آن لحظه كه يك يك رگ بر اعضاء مبارك ايشان بود ، و حركت داشت تيغ بيدريغ ميزدند و مغل را بدوزخ ميفرستادند ، تا آنگاه كه هر دو طايفه بعد از جهاد بسيار بدولت شهادت رسيدند ، يكى مبارز اقسنقر كوتوال لوهور بود ، كه در مبارزت و كارزار بر هزار رستم دستان ترجيح داشت ، با اتباع خود . دوم مبارز ديندار محمد امير آخر [ ( 2 ) ] بود ، كه جهاد بسنت [ ( 3 ) ] و غزا بوجهى دران روز نمود ( ند ) كه روح مطهر على مرتضى رضى اللّه عنه ، از فراديس جنان [ ( 4 ) ] در موافقت همه انبيا و رسل رحمتش مىفرستاد [ ند ] با اتباع و فرزندان خود ، رضى اللّه عنهم . چون لشكر مغل شهر را بگرفت ، خلق را شهيد كردند ، و اسير [ ( 5 ) ] بگرفتند [ ( 6 ) ] اما چندان مغل بدوزخ رفت ، كه حد و حصر نيايد ، به قدر سى ( و چهل ) هزار [ سوار ] مغل با هشتاد هزار اسپ ، بلكه زيادت ، و هيچ كس نه بود از لشكر مغل [ ( 7 ) ] كه زخم تير و تيغ و ناوك نداشت ، بيشتر از نوينان و بهادران بدوزخ رفتند ، طاير بهادر با اقسنقر كوتوال هم نيزه شد ، هر دو يك ديگر را زخم نيزه كردند ، طاير بهادر بدوزخ ( رفت ) و اقسنقر [ شير صفت ] به بهشت خراميد ، فريق فى الجنة و فريق فى السعير [ ( 8 ) ] چون لشكر مغل شهر لوهور را بگرفتند و خراب كردند ، باز گشتند ملك قراقش از حدود آب بياه به طرف لوهور بازگشت كه در شب گريز از لوهور مبالغى مال از زرعين و غير آن ، جامداران ملكى در آب انداخته بودند ، و آن موضع را نشان كرده به طلب آن اموال بازگشت ، چون به شهر لوهور رسيد ، آن اموال باز يافت ، كه بدست مغل نيفتاده بود و بعد
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : در ميان [ ( 2 ) ] مط و مب : آخور [ ( 3 ) ] اصل : بسبب [ ( 4 ) ] اصل : جهان [ ( 5 ) ] اصل : امير [ ( 6 ) ] مط و مب : گرفتند [ ( 7 ) ] مط و مب : لشكر كفار [ ( 8 ) ] در قرآن ، الشورى 7