تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
بجانب خدمت پدر خود باز رفت ، و چون ملك سيف الدين ببلاد سند آمد بلاد غزنين و كرمان بدست گماشتگان مغل بماند ، تا در شهور سنه تسع و ثلاثين و ستمائة ، لشكرهاى مغل و حشمهاى غور نامزد لوهور شد [ ( 1 ) ] و طاير بهادر كه متصرف هرات و بادغيس ( و ) ديگر نوينان كه متصرفان [ ( 2 ) ] بلاد غور و غزنين و گرم سير و تخارستان بودند ، همه با لشكرهاى خود بلب آب سند رسيدند ، كبير خان [ ( 3 ) ] اياز مقطع [ ( 4 ) ] ملتان بود ، و ملك اختيار الدين قراقش مقطع لوهور بود ، و تخت سلطنت به سلطان معز الدين رسيده بود ، درين وقت چون خبر وصول لشكرهاى مغل به ملتان رسيد كبير خان [ ( 5 ) ] براى ناموس [ ( 6 ) ] چتر برگرفت و لشكرها جمع كرد ، و مستعد جهاد شد ، چون خبر جمعيت او بلشكرگاه مغل رسيد ، عزيمت كفار بر سمت [ ( 7 ) ] لوهور مصمم گشت ، و بدر شهر لوهور آمدند و در حصار لوهور استعداد ذخيره و سلاح نه بود ( و ) خلق لاهور با هم يك دل و متفق نى [ ( 8 ) ] و اكثر ساكنان آن شهر تجار بودند ، و بجانب بالا خراسان و تركستان در عهد مغل سفرها كرده بودند ، و بر وجه عافيت انديشى ، هر يك از مغل پايزه [ ( 9 ) ] و مثال امان حاصل كرده
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : گشت ، [ ( 2 ) ] اصل : متصرف آن [ ( 3 ) ] مط در متن : كبخان و در حاشيه كبير خان بحوالهء يكى از نسخ خطى و در مب و اصل : كبير خان [ ( 4 ) ] مط و مب : كه مقطع [ ( 5 ) ] مط و مب : كبخان [ ( 6 ) ] اصل : ناموس را ، [ ( 7 ) ] اصل : صمت [ ( 8 ) ] مط و مب متفق شدند [ ( 9 ) ] مط و مب : از مغل فايده ستده و مثال امان حاصل كرده . . . . ولى پايزه متن لفت تركى است لوحهء بوده از زر يا نقره يا چوب باندازهء كف دست عرض و نيم ذراع طول ميداشت ، و نام خدا و پادشاه با نشان و علامت خاص روى آن محكوك مىبود ، و در عهد مغل به صورت امتياز و تقدير به بزرگان و رؤساى لشكر داده ميشد ، بر درجهء بلند اين نشان خاص سر شير منقور ميشد ، و آن را يا بزهء سر شير گفتندى ( جامع التواريخ جهانگشاى جوينى )