تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
بزنند ، چون آواز ( آن ) طبل بدان [ ( 1 ) ] طايفه برسد ، كه در كمين اند ، از دروازهء شمالى كمين گشايند [ ( 2 ) ] و از [ ين ] پس پشت لشكر كفار در آيند ، و غزائى بسنت بكنند . برين [ ترتيب و ] قرار ( به قدر ) هفتصد مرد ( لشكرى ) تولكى تمام سلاح از قلعه نيم شب بدان طرف كه قرار بود ، به كمين جاى برفتند ، و قرار گرفتند ، بامداد چون فرض بگزاردند [ ( 3 ) ] ( و ) اهل قلعه سلاح پوشيدند ، و از دروازهء شرقى بيرون رفتند ، و جهاد آغاز كردند [ ( 4 ) ] و كفار مغل از لشكرگاه خود ، روى بدان مسلمانان غازى آوردند ، و جنگ سخت آغاز شد . چون هر دو لشكر به زخم شمشير و نيزه و تير درهم آميختند ، بران قرار شبانه ، به جهت گشاده كردن كمين ، طبل حصار فرو كوفتند ، يك كرت و دو كرت ، هيچ مردى از كمين بيرون نيامد و از ان طايفه اثرى پيدا نشد . ملك تاج الدين ينالتگين [ ( 5 ) ] معتمدان فرستاد ، كه برويد و و نگاه كنيد ، كه توقف اهل كمين بسبب چيست ؟ آن فرستاده چون بدان موضع آمد ، تمام هفتصد مرد مرده يافته ديد [ ( 6 ) ] جان به حق تسليم كرده ( بودند ) و در ايشان هيچ اثر حيات باقى نمانده بود ، « نعوذ باللّه ( منها ) حق تعالى دولت سلطان مسلمانان را تا انقراض ( دور ) عالم پاينده داراد » [ ( 7 ) ] و اين حكايت [ ( 8 ) ] به جهت آن [ در ] تحرير آمد ، تا ناظران را معلوم و مبرهن گردد ، كه چون خشم خداى در آيد ، چنين اثار سياست ظاهر گرداند [ ( 9 ) ] نعوذ بالله من غضبه . ثقات چنين تقرير كرد ( ه‌اند ) كه اعم و اغلب واقعهء و باى [ ( 10 ) ] اهل ارگ سيستان آن بود ، كه دهان ايشان درد آغاز ميكرد ، دندانها جنبان مىشد ، و سيوم روز برحمت ايزدى مىپيوستند ، حال و باء اهل ( قلعه ) برين منوال بود ، تا ناگاه عورتى را از اهل قلعه درد دهان آغاز شد ، [ ( 11 ) ] چون دوم روز دندانش جنبان شد ، دخترى داشت خورد ، دختر را پيش خواند ، و بنشاند و گفت :
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : بران [ ( 2 ) ] مط و مب : بكشانيد [ ( 3 ) ] مط و مب : گذاردند [ ( 4 ) ] مط و مب : نهادند [ ( 5 ) ] مط و مب : نيالتگين [ ( 6 ) ] مط و مب : مرد را ديد كه جان به حق تسليم گرده بودند و در ايشان [ ( 7 ) ] جملات بين « . . . » در مب نيست [ ( 8 ) ] مط و مب : حادثه ، [ ( 9 ) ] مط و مب : گردد - [ ( 10 ) ] اصل : واقعه با اهل [ ( 11 ) ] مط و مب : نهاد .