كه ا [ و ] كتاى فرمان دهد و اشارت كند ، كه صدق و كذب و صحت و فساد اين دعوى به چه وجه معلوم ( و مبرهن ) گردد ؟ ا [ و ] كتاى روى بدان توين [ ( 1 ) ] ( بتپرست ) كرد ( و گفت ) كه تو زبان مغلى دانى [ و ] يا زبان تركى ، يا هر دو زبان بدانى ؟ آن توين [ ( 1 ) ] بتپرست گفت . من زبان تركى دانم و زبان مغلى ندانم .
ا [ و ] كتاى روى بمغلان بزرگ كرد ، كه اصل و نسب ايشان مغل خاص بود ، گفت شما را يقين و روشن است ، كه چنگيزخان ، جز زبان مغلى هيچ زبان ديگر ندانستى ، همه روى بر زمين نهادند ، و باتفاق گفتند كه ( سخن ) همچنين است ، ( كه ) چنگيزخان هيچ زبان ديگر ندانستى ، مگر زبان مغلى . ا [ و ] كتاى روى بدان توين [ ( 1 ) ] كرد ، كه چنگيزخان آن [ ( 2 ) ] فرمان بكدام زبان به تو رسانيد [ ه ] بمغلى يا بتركى ؟
اگر ( به ) مغلى گفت ، چون تو مغلى ندانى ، به چه وجه ترا معلوم شد ، كه او چه ميگويد ؟ و اگر به تركى گفت ( چون ) او تركى نميدانست ، چه گونه فرمان رسانيد ؟ جوابى كه ازو رايحهء صدق آيد ، باز گوى ، تا بدان رفته شود .
آن توين [ ( 1 ) ] بدكيش بتپرست [ ( 3 ) ] ملعون خاموش ماند ، و خجل گشت [ ( 4 ) ] چنانچه دم از ان دوزخى بر نيامد ، و فضيحت شد ، جملهء تركان و مغلان و ملوك [ ( 5 ) ] تركستان باتفاق روى بر زمين نهادند ، كه آن فرمان دروغ است ، و از صدق عارى . ا [ و ] كتاى آن توين [ ( 1 ) ] را گفت كه به حرمت برادر خود ترا سياست نمىكنم [ ( 6 ) ] بجاى خود باز رو [ ( 7 ) ] و بگوى جغتاى [ را ] و اتباع او [ را كه ] دست از ايذاء و تعدى مسلمانان بدارند ، كه ايشان برادران و ياران مااند و قوت مملكت ما از ايشان ظاهر شد ، و جهانيان به مدد ايشان مسخر ما گشتند ، خفف اللّه عنه العذاب . بعضى از ثقات چنين گفتند ، كه آن جنس [ ( 8 ) ] الطاف و اكرام دليل آن بود ، كه ا [ و ] كتاى در سر مسلمان شده بود ، و اللّه اعلم .
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : نوين
[ ( 2 ) ] مط و مب : اين
[ ( 3 ) ] مط و مب : زشت سرشت
[ ( 4 ) ] مط و مب :
خاموش و خجل بماند ، چنانچه
[ ( 5 ) ] مط و مب : جملهء بزرگان مغل و ملوك
[ ( 6 ) ] مط و مب :
گفت : ترا به جهت حرمت برادر خود جغتاى سياست نمىكنم
[ ( 7 ) ] مط و مب : كرد
[ ( 8 ) ] مط و مب : اين چنين الطاف .