تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
خطائى [ ( 1 ) ] كه فرمانده كواشير و كرمان شده بود ، بطريق صلح با لشكر مغل بساختند ، و مال معين كردند ، كه هر سال برسانند ، و آن دو مملكت فارس و كرمان بسبب آن قرار ( و ) صلح [ و ] آرام گرفتند ، و از لشكر كفار مغل بسلامت بماندند ، و باقى جمله شهرهاى عراق و آذربيجان و طبرستان خراب شد ، و هم درين عهد لشكرهاى مغل از طرف تركستان ، نامزد كابل و غزنين و زاولستان شد ، و ملك سيف الدين حسن قرلغ رحمة اللّه عليه چند كرت چون ديد ، كه استيلاء كفار را جز بطريق خدمت دفع نمىتوان كرد ، با ايشان بوجه خدمت پيش باز آمد و شحنگان قبول كرد ، و ملوك غور و خراسان همه شحنگان آوردند ، و از جانب تركستان طاير بهادر نامزد بلاد هرات شد ، و لشكر ( هاى ) مغل به طرف بلاد نيم روز برفت [ ( 2 ) ] و درين حادثه سيستان و نيمروز كرت دوم در عهد ملك تاج الدين ينالتگين خوارزمى كه در سيستان مكنت و قوت گرفته بود ، و ذخاير وافر نهاده ، در شهور سنه خمس و عشرين و ستمائة ، لشكر مغل ببلاد نيمروز رفت ، و قلعهء ارگ سيستان را كه بر ركن شرقى و شمالى ( شارستان ) سيستانست ، در بندان دادند ، و مدت نوزده ماه در پاى آن قلعه مقام كردند ، هر چند كه كفار مغل جد و جهد مىنمودند ، به هيچ وجه دران [ ( 3 ) ] قلعه دست نيافتند ، تا رنجورى و ربا بر جماعت مسلمانان قلعه غالب شد ، و كار خلق به جائى رسيد ، كه صد مرد ، و دويست مرد بيك موضع ( كه ) جمع مىبودند ، به يك بار حاشا من السامعين [ ( 4 ) ] برحمت حق تعالى مىپيوستند . ثقات روايت كرده : كه شبى اهل قلعه تدبير كردند ، تا در شب به جهت دفع لشكر مغل كمين سازند ، و در بعضى ( از ) تنورهاء دروازهء شمالى بنشينند [ ( 5 ) ] و چون بامداد شود ، از دروازهء شرقى حصار ، مرد جنگ بيرون رود ، و بجهاد مشغول گردد ، چون لشكر مغل روى بدان طايفه غازيان نهند ، از دروازهء شرقى بيرون آمده [ ( 6 ) ] بر بالاى قلعه طبل
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : براق حاجب : خطائى . [ ( 2 ) ] مط و مب : رفت [ ( 3 ) ] مط و مب : بران [ ( 4 ) ] مط و مب حاشا عن الناظرين - [ ( 5 ) ] مط و مب : پنهان شوند [ ( 6 ) ] مط و مب : آيند و بر
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 159 | عبدالحى حبيبى / منهاج سراج