سنهء هزار و دويست و هفتاد و نه كه ميرزا آقا خان از صدارت معزول شد در دولت شش وزير و شش وزارتخانه ترتيب دادند وزارت داخله با ميرزا محمد صادق قائم مقام بود و وزارت ماليه و استيفاء ممالك ثانيا بميرزا يوسف تعلق يافت و ميرزا محمد خان كشيكچى - باشى بسپهسالارى و وزارت جنگ سرافراز آمد چون ميرزا صادق قائم مقام از وزارت داخله خارج شد ميرزا محمد خان بيشتر ترقى كرد امور لشكرى با او بود و امور كشورى با ميرزا يوسف آمد ، چون ميرزا محمد خان سپهسالار اعظم شد و صدارت كبرى يافت باز مستوفى الممالك همچنان وزارت ماليه داشت .
سنهء هزار و دويست و نود و سه ميرزا محمد خان سپهسالار اعظم از صدارت معزول شده او را بخراسان ايالت دادند و جميع امور كليه بميرزا يوسف مستوفى الممالك تعلق يافت نهايت اقتدار را داشت ولى بصدر اعظم مخاطب نبود با اينكه ميدان خالى بود درصدد اخذ اين لقب برنيامد ولى جميع امور بصلاح او بود و وزارت داخله داشت و روزگارى بر اين منوال گذشت و عزيز خان در امور لشكرى سردار كل بود .
سنه هزار و دويست و هشتاد و چهار عزم ملوكانه بر وسعت شهر طهران تعلق يافت لهذا مقرر فرمودند كه شهر طهران را از سمت دروازه شميران يكهزار و هشتصد ذرع و از سه جانب ديگر از هر طرف يكهزار ذرع وسعت دهند و كفالت اين امر را بعهدهء جناب آقاى مستوفى الممالك و ميرزا عيسى وزير دار الخلافه موكول فرمودند و نيز مقرر شد كه خندقى حفر كنند كه رفع عبور مردمان از خارج دروازه بشود و شهر از آفت سيل محفوظ ماند روز يكشنبه يازدهم شعبان در بيرون شهر شروع باينكار شد اعليحضرت شهريارى بدوا كلنگى به زمين زدند و بعد سايرين شروع بحفر خندق كردند و ميرزا عيسى وزير متعهد شد كه سه ساله حفر خندق تمام شود دور اين شهر سه فرسخ و نيم شد و دوازده دروازه بدور او ساخته آمد و ميرزا عيسى متقبل شد كه او درينخدمت مجاهده كند و پارهاى از اراضى بايره كه داخل در محاط شهر جديد ميافتد از او باشد و هنوز بعضى اراضى متعلق بميرزا عيسى است كه بمردم ميفروشد و فايده ميبرد و از آن روز طهران موسوم بدار الخلافه ناصره آمد و ميرزا محرم شاعر خليفه درس زبان مدرسهء دار الفنون شعر ماده تاريخى درينباب سروده است كه درينجا نگاشته مىشود :
طبع محرم با دل شاد از پى تاريخ گفت - * جاودان با فر يزدان باد شهر ناصرى