شرح حال مستوفى الممالك ميرزا يوسف صدر اعظم
ميرزا يوسف صدر اعظم ابن ميرزا حسن مستوفى الممالك ابن ميرزا كاظم آشتيانى ، قدرش بالاتر از آنست كه در نجابت او سخنى بميان آيد . چندان اصالت و بزرگى و فخامت داشت كه هيچكس از تمكين و اطاعت و فروتنى او ننگ نداشت در عصر خود جميع اعيان دورهء خود را به خوردى ديده بود و ديگران او را ببزرگى ديده بودند . هر وقت كه براى او تنزلى پيدا ميشد اظهار عجز و جزع نميكرد و بدربخانه اين و آن ملتجى نميشد و هيچكس را با خود همدست و همعهد نمىنمود . در عزلونصب خود با اركان دولت مواضعه و زمينه سازى نداشت وقتى كه او را از استيفاء ممالك و وزارت داخله معزول كردند به حالت او هيچ تفاوتى نكرد و به همان دستور سابق شهامت و بزرگى داشت عزلت و رفعت در نظرش يكسان بود . وقتى كه او را به آشتيان توقف دادند در نهايت احترام و احتشام با همان عمله و خدام و وسعت دستگاه زندگانى ميكرد ، زمانى كه او را از خدمت دولت معاف ميداشتند مردم همانطور اظهار بندگى و كوچكى نزد او ميكردند احترام و بزرگى جزو ذات او بود شاهزادگان بزرگ در عزل و نصب او در نهايت توقير با او سلوك ميكردند ، هركدام خود را بمنزلهء فرزند او ميدانستند بهيچوجه از فروتنى به او ننگوعارى نداشتند ما اگر در اين كتاب شرح بزرگيها و جلالت ذات او را مشروحا بنگاريم كار به طول انجامد همين چند