تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
از امين الدوله روى هم رفته مشابه تنگ مرصعى بود كه در ميان او جوهر حيات ريخته باشند .
مرق الزجاج و رقت الخمر * فتشابها و تشا كل الامر
فرانسه را غلط مكالمه ميكرد و غلط مينوشت اما از شدت پرروئى و طلاقت لسان طورى كلمات را ادا ميكرد كه هركس تصور مينمود كه او فرانسه ميداند . روزنامه‌هاى فرنگى را خوب درك ميكرد اما به قوت زبان عثمانى بود زبان عثمانى را كاملا ميدانست از حساب ربطى نداشت روزى من نزد او بودم ناظر او صورت حساب كارخانه را به او نمود متغير شد و گفت هزار دفعه گفته‌ام كه حساب را بر قوم سياقى ننويس بلكه بكتابت متداوله بنگار تا من خواندن آن را بتوانم بيشتر اوقات مرحوم ميرزا عبد الوهاب خان نصير الدوله ( آصف الدوله ) شيرازى بمحاسبهء شخصى او رسيدگى ميكرد در ايام عيد با قوام و نزديكان و دوستان و نوكرانش بيشتر از بيست هزار تومان از نقد و جنس و اسب و كالسكه مىبخشيد در يكى از ليالى عيد كه مؤلف نزد او بود در ميان عطاياى او كه بمردم ميبايست بدهد پانزده خرقه ترمه بطانه خز و سنجاب بود در مدت حياتش شراب نخورده بود و قمار نميكرد جهت نخوردن شرابش هم بواسطه مرض قلبش بود نه تقدس ولى كرارا اظهار ميداشت كه قول پيغمبر صلى اللّه عليه و إله دروغ نميشود البته شراب عقل را زايل مىكند و من ترك آن كرده‌ام و هميشه انفيه ميكشم كه حالت زكام داشته باشم از اقسام كيفيات و تفننات فقط استعمال انفيه را اختيار كرده بود قوهء شامه و ذائقه نداشت و خود او معترف بود اغذيه در دهان او مزه نميكرد ميل به دادن امتياز دولتى بكسان نزديك خود نداشت در دادن امتيازات دولتى و درجات نظامى كف نفس ميكرد و بدون استحقاق و خدمت كسى را برتبهء نظامى و غيره بالا نميبرد وقتى يكى از نزديكان خيلى محرم او كه ناگزير از شنيدن سخن او بود از او استدعاى يك رتبه نظامى كرد با آنكه با او نهايت علاقه و دلگرمى را داشت آن رتبه را نداد و به او دستى پانصد تومان بذل كرد كه او از سر اين خواهش درگذرد اگر با كسان خود اين كار نميكرد نميتوانست از ديگران در دادن تمثال و غيره مضايقه كند .