در طالقان لبات قريه شهرك سه دانگ املاك واقعه در خمسه قريه عميدآباد ششدانگ قريه داشلوجه ششدانگ قريه على كزير ششدانگ قريه ارهان با توابع ششدانگ در اينزمان يحيى خان معتمد الملك ( مشير الدوله ) و نصر الملك و حاجى علاء الملك برادران مرحوم سپهسالار هر سه مرحوم شدهاند و نظارت مدرسه فعلا با معتمد الملك پسر يحيى خان مشير الدوله است از خود مرحوم سپهسالار در زمان حيات و ممات هيچ فرزندى باقى نماند .
الحق حاجى ميرزا حسينخان سپهسالار و صدر اعظم از صدور معظمهء ايندولت بوده است نهايت كفايت و قابليت و بزرگى را داشت بعضى صنايع فرنگى و اسباب و آلات اروپ از قبيل چراغ گاز و آسياب بخار و غيره و عادات سهله از قبيل دو اسبهسوارى از او در ايران متداول شد و اكثر مردم از او وحشت كرده بسبب كم كردن او از مواجب مردم با او ضد و خصومت برآمدند احكام عادلانه بسيار خوب داشت احكامش ناسخ پيدا نميكرد گويند در زمان سفارت باسلامبول رعاياى آنجا بديوانخانه عثمانى نميرفتند در محاكمات خود راضى ميشدند كه در سفارتخانه ايران عمل خود را بگذرانند علماى طهران با او نقاضت ورزيدند از جمله علمائى كه او را تكفير ميكردند و در طعن و لعنش غلو داشتند مرحوم آقا سيد صالح عرب بود وقتى كاغذى به مهر صدر اعظم نزد او بردند كه براى مرافعه و مطلبى نگاشته بود آقا سيد صالح آن كاغذ را پاره كرد و بحوض انداخت و بعد گفت حوض هم نجس شد آبش را خالى كنيد چهار پنجماه بيشتر از اين قضيه طول نكشيد كه من خود شبى مرحوم آقا سيد صالح را در مجلس روضهخوانى صدر اعظم ديدم كه گلابپاش در دست دارد و محض خصوصيت با صدر اعظم به مرحوم گلاب ميدهد و من بعد از فوت پدر خود اعتماد السلطنهء مرحوم با برادر خود مرحوم عبد العلى خان اديب الملك كه طريقهء شيخيه داشت در باب ارث مرافعه داشتم و مرحوم آقا سيد صالح چون با كليهء شيخيه نهايت مغايرت داشت او را به جهت مرافعه و محاكمه انتخاب كردم كه ارث را به من واگذار كند و همينطور هم مقصود حاصل شد .
خلاصه به اين مناسبت من با مرحوم سيد خصوصيتى داشتم در مجلس صدر اعظم
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٧٩