ناچار روى دل به او داشتند و او علاوه بر كار لشكرى بامور كشورى مداخله مىنمود صورت آن قانون در مآثر السلطان ثبت است .
سنهء هزار و دويست و نود و پنج سپهسالار اعظم چون تزلزلى در كار خود ديد و دشمنانرا آمادهء سعايت يافت ثانيا اسباب سفر فرنگستان را فراهم آورد تا مگر در كارها تغيير وضع و تبديل پلتيكى كند لهذا بندگان همايونى سلخ ربيع الاول از طهران به طرف فرنگ تشريففرما شدند و در نهم شهر شعبان مراجعت فرمودند و محض رضامندى از خدمات سپهسالار اعظم در اين سفر بورود طهران دو قطعه سردوشى مكلل بالماس به او مرحمت شد و اين امتياز سردوشى بدوا در همان زمان ايجاد شد .
از كارهاى عمدهاى كه سپهسالار اعظم در اين سفر فرنگ كرد اين بود وقتى كه موكب همايون از برنديزى بندر ايطاليا به طرف اسلامبول تشريف ميآوردند و در كشتى موسوم بسلطانى كشتى مخصوص سلطان عبد العزيز خان جلوس فرموده بودند در چناق قلعه واقعه در ساحل بوغاز ( داردانل ) رشدى افندى شيروانىزاده صدر اعظم عثمانى از طرف سلطان عبد العزيز خان باستقبال آمده بود ميرزا حسينخان در باب تشريفات ورود موكب همايونى باسلامبول با او مجلسى تشكيل داد از جمله كسانى كه در آن مجلس حاضر بودند و حالا در قيد حيات هستند نواب اللّه قلى ميرزاى ايلخانى است صدر اعظم عثمانى اظهار داشت كه سلطان ما از براى هيچيك از سلاطين كه باسلامبول آمدهاند استقبال نكرده است و از براى اينكه در آتيه تكليف زياد نشود از شاه ايران هم استقبال نخواهد كرد كه سلاطين اروپ هم بعد از اينچنين تمنائى نداشته باشند ، حاجى ميرزا - حسينخان چون اين كلام بشنيد فورا از اطاق كشتى بيرون آمده بناخداى كشتى فرمان داد كه در برنديزى معاودت كنيد و ترك رفتن باسلامبول نمائيد . صدر اعظم عثمانى از اين قضيه مضطرب شد و اللّه قلى ميرزاى ايلخانى را شفيع كرد كه حاجى ميرزا حسينخان همينقدر به او مهلت دهد تا درين خصوص ببابعالى بتلگراف سؤال و جواب نمايد و تكليف معلوم شود به همين جهت چند ساعتى در چناق قلعه توقف شد و جواب صدر اعظم عثمانى در قبول استقبال سلطان از اسلامبول رسيد آنگاه لنگر كشتى را كشيدند و به طرف
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٧٤