تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
بيرحمتى كه با بنده داشتند قبول نفرمودند كه بواسطهء من چيزى خريده شود ولى در حق ديگران نهايت گذشت را ميفرمودند .
اين همه از قامت ناساز بىاندام ماست * ورنه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست
خلاصه ، رشته مطلب را نبايد از دست داد ، در مراجعت سفر ثانى از فرنگستان سپهسالار به كلى تغيير حالت داد در زمان صدارت خود تا سفر دويم فرنگ پلتيكش با پلتيك انگليس مساعد بود و از آنان هواخواهى ميكرد . بعد از مراجعت از سفر دويم فرنگ يحيى خان معتمد الملك برادر سپهسالار با روسها دوست بود برادر خود را بهواخواهى روسها ترغيب كرد باصرار يحيى خان معتمد الملك ( مشير الدوله ) و سعى و كوشش ( مسيوزيناويف ) وزير مختار روسيه مقيم طهران تغيير پلتيك داد تا مردن هواخواه روس بود . خلاصه سپهسالار اعظم بعد از سفر ثانى بفرنگ مستقلا بامور قشونى و سپهسالارى و وزارت خارجه رسيدگى ميكرد و ادارات و سؤال و جواب خراسان و سيستان و استرآباد و گرگان و تركمان و قزوين و خمسه و سمنان و دامغان و شاهرود و بسطام و خرقانين و امور سرحديه و تذكرهء يهودى و مسيحى و گبركلا ضميمه مشاغل او بود و احكام مفيده جارى ميكرد و باسط اليد و نافذ الحكم بود . اگرچه در اين سنوات نه او و نه ديگرى صدارت نداشتند و بصدر اعظم مخاطب نبودند و وى بامور لشكرى و بعض كارهاى داخله مىپرداخت ولى باز رتبهء صدارت داشت و هرچه ميخواست بجا ميآورد ، كرده و گفتهء او مناط اعتبار بود و ميرزا يوسف مستوفى الممالك بواسطهء سلامت نفسى كه داشت بر او فائق نميآمد و سپهسالار تا هزار و دويست و نود و هفت به همين اقتدار بود ولى در اوايل شوال همين سال باز او را از سپهسالارى و امور قشونى و وزارت خارجه و بعضى كارهاى داخله معاف داشتند و مداخلهء او را صلاح نديدند . در همين سال او را بحكومت قزوين فرستادند تا در آنجا محترما زيست كند و ميرزا يوسف مستوفى - الممالك بآسودگى بدون شريك و سهيم بوزارت داخله مشغول بود .