نمايند همينقدر در آن روز گفت كه اين غليانهاى گلى خوب چيزى است و استعمال آن دور از سليقه نيست به همين يك سخن ، روز ديگر در هيچ مجلس غليان بلور تراش انگليسى ديده نشد ، همگى بنا بمتابعت او عادت خود را بر شرب غليانهاى سفالى قرار دادند و رفتهرفته اين كار شيوع يافت و كنون كار به جائى رسيده است كه اعيان و اشراف و غيرهم بهرجا كه وارد ميشوند ، امر به آوردن غليان كوزه و سفالى كرده و از روى حقيقت آنها را بهتر از غليان بلور و چينى ميدانند و قيمت غليان بلور و چينى خارجه در ايران تنزل كرده كنون در همه جا غليان سفال استعمال مىشود و غليانهاى سفالى لعابدار ساده و برجسته كه الوان گوناگون دارد ، در اينزمان نهايت مرغوبى و امتياز را دارند و جمعى بكسب همين كار اشتغال داشته گذران ميكنند .
نيز امير كارخانهء قندريزى و چينىسازى بنا كرد و در عهد او بطور خوبى كار ميكردند ، استاد عبد الحميد نامى نوعى شكر مازندران را تصفيه كرد كه مثل شكر هندوستان بود ولى اين اوقات باز متروك داشتند .
امير در ترويج و تشويق اهل صنعت و حرفت زياده از اندازه اصرار داشت و مخصوصا ميگفت هركس هنر بديع و صنعت تازهء بياورد به او چيز خواهم داد و بوعدهء خود وفا ميكرد . وقتى در اصفهان كسى از دانهء خشخاش پنج رشته مفتول بيرون كشيده بود ، نزد امير آورد انعام و اكرام وافرى به او كرد .
ميرزا حبيب اللّه قاآنى « 1 » شاعر معروف شيرازى قصيدهء در صدارت ميرزا تقى خان
هامش
( 1 ) - قاآنى ، نام وى حبيب اللّه متخلص به قاآنى فرزند ميرزا محمد على گلشن ، بسال 1222 هجرى قمرى در شيراز ديده به جهان گشود ، خانوادهء قاآنى و برادرانش عموما اهل فضل و ادب بودند ( مراجعه شود به گنج شايگان چاپ تهران 1272 قمرى ص 362 - 363 از ترجمهء حالى كه ميرزا طاهر ديباچهنگار دربارهء قاآنى نوشته است . ) قاآنى زبانهاى عربى و فارسى و تركى را به خوبى مىدانسته و به علوم و معارف اسلامى از فقه و اصول و كلام و حكمت و تفسير و حديث و تاريخ و غيره كاملا آشنا بوده و با موسيقى نظرى آشنائى داشته و در دانستن لغت عربى تا آن حد ، پيش رفته بود كه به عربى شعر مىسروده است « مراجعه شود به ديوان وى چاپ امير كبير سال 1326 ص 5 » -