تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
ميرزا تقى خان امير نظام ، برحسب معاهدهء تجارتى كه با دول بسته شده بود از آوردن اجناس آنها بايران منعى نميكرد ، ولى بحركات و عادات خود طورى مسلوك ميداشت كه جنس خارجه را مردود مىساخت و كسى خريدار نمىشد ، غالبا البسهء خود را بپارچه‌هائى قرار ميداد كه در ايران مىبافتند ، باينواسطه مردم به او تأسى و اقتدا كرده سبك ايرانيت و رواج جنس مملكت خود را از دست نميدادند و ترقى ملك و ملت و پيشرفت صنعت اهل حرفت را به رنگهاى زرد و سرخ خارجه كه اعراض صرف است تبديل نميكردند . متاع مملكت خود را ميخريدند كه هميشه درم و دينارشان بدست خودشان داير و ساير باشد و به خارجه نرود كه خود بعد از چندى سرگردان و معطل باشند . امير در اين فقره جد و جهد بليغ داشت . اهل كاشان و اصفهان و خراسان در شعربافى خود بر عهد امير خيلى ترقى كردند . وقتى فرمايش داد كه بجاى شال كشميرى كه قيمتش به كيسهء ديگران عايد مىشود ، در كرمان شالى ببافند كه منسوب به امير نمايند ، اهل كرمان شالهاى مسمات باميرى بافتند كه قيمت بعض از آن طاقهء به صد و شصت تومان رسيد و از شال كشميرى برترى جست و الحق نيكو از عهده برآمدند . هر طاقه شال اميرى متداولى و معمولى بسى تومان و چهل تومان قيمت ميرسيد و كنون هم از آن شال‌ها هنوز در ايران باقى است و تا چند سال ديگر اسمى از اميرى مانده رسمى نخواهد داشت . از آنكه بعد از رحلت امير ديگر به آن ترتيب كار نميكنند و در آن دستگاه شال اميرى نمىبافند . وقتى كه امير با موكب همايونى از اصفهان به طرف طهران مىآمدند ، در قم توقفى كردند در آنزمان غليان بلور از انگليس ميآوردند و يكى پنجتومان ميفروختند و نهايت آب و تاب و صفا و بها داشت و اعيان به آن غليانها مجلس خود را باشكوه ميداشتند و مباهات ميكردند . هنگام توقف بقم كوزه‌گران غليان سفالى ساخته بحضور آوردند و سرهاى گلى بر آن گذاشتند امير فرمود كه همان غليانها را چاق كنند و در مجلس آرند و استعمال