تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
دادند . بعد از چندى آنمظلوم بدربخانهء شرع رفت و بيچارگى خود را مدلل داشت حاكم شرع كه از فحول علما بود بميرزا تقى خان نوشت كه اين تنخواه از اين شخص بدون حقانيت گرفته شده است ، حكم به استرداد آن كنيد « ميرزا تقيخان » گفت حكم همان است كه كرده‌ام ، ليكن چون آقا اينطور مرقوم داشته‌اند هزار تومان را از خود مىدهم ، فورا هزار تومان بمدعى عليه داده و حكم جارى شدهء خود را منسوخ نساخت « 1 » . اعليحضرت شهريارى روحنا فداه ، طورى از او تقويت ميفرمودند و بعزتش رسانيدند كه بهيچوجه خود را بمثابهء ديگران نميدانست و وقتى در شكارگاه به حالت سواره اسب خود را با اسب شاه همعنان ساخت و ساير امرا و وزرا از عقب او ميآمدند ، اعليحضرت شهريارى روحنا فداه محض امتحان سمند خود را بجولان درآورده و سرعت دادند و امير در عقب ماند ، يك مرتبه شاهنشاه در عقب نگاه كرده ديدند كه هيچكس همراه نيست و تمام وزرا و امرا و عملهء خلوت در دنبال امير مانده ، جرئت جلوتازى و اسب‌بازى ندارند . مقصود آنست كه اين وزير بزرگ بطورى چاكران درگاه شاهنشاهى را از خود ترسانيده بود كه هيچكدام در ظاهر جرئت مخالفت نداشتند و اينجراحتها را به دل ميگذاشتند تا آخر آن عزت را ذلت فراز آمده ، آنها بمقاصد آزادى خود نائل شدند . وقتى ، در بين راه اصفهان باغبانى نزد امير آمده تظلم كرد ، كه فلان سرباز در
هامش
( 1 ) - يكى از كارهاى امير براى اصلاح امور كشور كاستن نفوذ علما و روحانيون بود و با اينكه احترام علماى دين را محفوظ مىداشت ، بهيچوجه اجازه نمىداد كه روحانيون به نام دين و مذهب در امور مملكت دخالت نمايند و مانع اجراى برنامه‌هاى اصلاحى امير گردند و در مقابل قدرت دولتى قدرتى ايجاد نمايند ، در آغاز كار صدارت تصميم گرفت ، رسيدگى به مسائل حقوقى و شرعى مردم را نيز در دست بگيرد ولى پس از يكى دو مورد رسيدگى براى اينكه حقى از طرفين دعوا ضايع نشود ، تصميم گرفت از دخالت در مسائل مذهبى و محاكم شرعى دورى جويد و به همين مناسبت محاكمات را به محضر شيخ عبد الحسين طهرانى معروف به شيخ العراقين ارجاع مىنمود .
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 220 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / محمد مشيرى