ربيع الاول اينسال از اينجهان بدرود جان كرد و سه سال و دو ماه و سه روز در نهايت استقلال صدارت كبرى داشت . روز نصب و روز قتل او كه عزل حقيقى است در روز شنبه واقعشده است . « 1 »
اين وزير بزرگ ، هم وزارت كشور و هم امارت لشكر داشته است و ذو الرياستين بود ، جمع بين سيف و قلم و صفحه و علم كرد ، ساير صدور همين در وزارت داخله خود بامور كشورى ميپرداختند ولى در امور سپاه و لشكر اقتدار كلى نداشتند ، الا اينكه تعيين سرداران و سپهسالاران هم باز بتصويب آنها بوده است .
مثل « ميرزا تقيخان امير نظام » در ميان وزرا وزيرى با اقتدار نبوده است بدرجهء مهابت و صلابت داشته است كه اگر بسربازى نگاه ميكرد آن سرباز ضعف ميكرده و از حالت طبيعى بيرون ميشده است .
مورخين فرنك دربارهء او تمجيدات كرده ، او را در افعال و اقوال نمونهء نادر شاه دانستهاند « 2 » اين وزير هم در وزارت خود مثل نادر شاه بوده كه در گفتگوى با خارجه خيلى تدابير او را تحسين كردهاند ، ولى پلتيك داخلى نداشتهاند و نميدانستند كه با اهالى چگونه سلوك كنند تا آخر عمر بسلامت مانند .
ميرزا تقيخان هم ، مانند نادر عزم ثابت و اصالت رأى داشته است از براى حكم و كلام خود ناسخ قرار نميدادند . هرچه ميگفت بجاى مىآورد ، بهيچوجه حكم او ناسخ نداشت ، چنانچه وقتى كسى به ديگرى مدعى شده كه هزار تومان از تو طلب دارم و سند ابراز كرد ، هر دو نزد امير رفتند مدعى طورى چابكى كرد كه طلبكارى او بر ميرزا تقيخان ثابت شد ، حكم كرد تا هزار تومان از مدعى عليه گرفتند و بعارض
هامش
( 1 ) - چون قتل امير كبير بدست حاج على خان فراشباشى پدر مؤلف صدر التواريخ انجام يافته است لذا اعتماد السلطنه در اين مورد مطلب را به اجمال گذرانيده است . براى اطلاع از چگونگى مراجعه شود به ( تاريخ ديپلماسى ايران ) ص 206 و ( تاريخ ايران ) واتسن و حقايق الاخبار خرموجى و كتاب امير كبير مرحوم عباس اقبال .
( 2 ) - براى اطلاع از قضاوت بيگانگان دربارهء شخصيت امير كبير مراجعه شود به منابع زير : ( ترجمهء كتاب قاجار تأليف واتسن ص 272 و نيز صفحات 215 و 216 كتاب تاريخ ديپلماسى ايران تأليف على اكبر بينا ، ج 2 ) .