يكانيكان شمردند و مغلولش ساختند .
در 1268 هجرى ، در روز بيست و پنجم محرم به كلى « ميرزا تقى خان اتابك اعظم » از منصب امارت نظام و وزارت عظمى و لقب اتابكى و امور كشورى و لشكرى خلع شد و بعد از آن « ميرزا آقا خان اعتماد الدوله » بصدارت عظمى رسيد « 1 » .
محض پاس حقوق خدمات او شاهنشاه ايران پناه بسوى او دستخطى و خلعتى كه متضمن منصب امارت لشكر بدون وزارت كشور بود فرستادند « 2 » .
امير از غايت غرور از آن منصب خطير سرباز زد و چنان ميخواست كه بتقويت و شفاعت حضرت عليه عاليه « عزت الدوله » دامت شوكتها كه در حبالهء نكاح او بود باز بصدارت پردازد و كار ديگران را سازد .
خيالات پريشان و بودن او در طهران باعث اضطراب خيالات مردم شد ، لهذا او را به طرف كاشان روان داشتند و در فين كه بنزهت معروف است منزل دادند .
چون خواستند صدارت را بميرزا آقا خان دهند او اعدام « ميرزا تقى خان » را جزو شرايط صدارت خود قرار داد تا كار او قوامى پيدا كند جمعى از وزرا و امرا هم در اين باب همداستان شدند و بيم آن كردند كه اگر « ميرزا تقيخان » در حيات ماند ، شايد روزى دوباره بصدارت رسد و در ملت و دولت و وضيع و شريف آشوب اندازد .
باينملاحظات يكيك خيانتها و خيالات باطلهء او را در حضور همايونى بيان كردند و افعال قبيحهء او را مجسم نمودند لهذا مامور دولتخواهى را بكاشان فرستادند و او را معدوم نمودند .
ميرزا تقيخان امير نظام ، در شب شنبه بيست و دويم شهر ذيقعده 1264 بصدارت رسيد و در بيست و پنجم محرم الحرام 1268 از صدارت معزول شد و در شنبه هيجدهم
هامش
( 1 ) - متن دستخط شاه دربارهء عزل امير كبير بدست نيامده ولى مرحوم عباس اقبال مضمون آن را از نسخه خطى « تاريخ ميرزا احمد وقايعنگار » استخراج و نقل كرده است كه جالب و خواندنى است . مراجعه شود به ( كتاب ميرزا تقى خان امير كبير . ص 331 )
( 2 ) - در مورد خلع از وزارت امير كبير و تحريكات و دسايس بزرگان و شاهزادگان بر عليه امير مراجعه شود به ناسخ التواريخ ، جلد سوم قاجاريه ص . 147 :