تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
و نيز تأسيس كارخانهء قندريزى و بلورسازى و چينىسازى كرد . و نيز آن امير كبير ، بفرمود كه در دارالخلافهء طهران و بعضى شهرهاى بزرگ در سر هر گذرى دولت قراولخانه بنا كند و سربازان ساخلوى كه متوقف در طهران بودند در آن قراولخانها مشغول محافظت اهل شهر و دفع اشرار و گرفتن سارقين باشند و در تبريز هم در همان عهد بناى قراولخانه شده است . و نيز بناى ميدان توپخانه در طهران كه كنون آن ميدان جزو ارك و جزو باغ طرف دفتر است از « ميرزا تقى خان امير نظام » است . « 1 » زمانى كه موكب همايون ، از اصفهان در كاشان نزول اجلال فرمود « ميرزا تقى خان امير نظام » ديد كه ميرزا على پيشخدمت در حضرت شاهنشاه منزلتى وافر و قربتى متكاثر دارد لهذا او را بدون استيذان از قبلهء عالم گرفته به گروس فرستاد . و چون موكب فيروزى كوكب از آنجا بدار الامان قم رسيد نواب شاهزاده « عباس ميرزا ملك‌آرا » برادر كهتر شاهنشاه ملازم ركاب بود ، اعليحضرت شهريارى مقرر فرمودند كه وى بحكومت قم مانده و با مادر خود در آنجا متوقف شود « ميرزا تقيخان » بىرخصت شاهنشاه او را با مادر و بنه و آغروق پيش از حركت موكب همايون روانهء دار الخلافه كرد و در مدنظر داشت كه او را بمقام ولايت عهد برساند و به جهت مصلحت حال خود در دست داشته باشد . « 2 » چون اين جسارت بر رأى مبارك شاهنشاه جلوه كرد ، فرمان داد تا شاهزاده و مادر او را با بنه و احمال و اثقال بازگردانيد ، چنان كه ميخواستند در قم به حكومت گذاشتند و ميرزا لطفعلى خان پيشخدمت را به پيشكارى او برگماشتند در اين مقام ميرزا تقى خان از اجراء حكم خود محروم مانده به وسوسه و دغدغه افتاد و در ورود بدار الخلافه از براى حفظ خويش بعضى تدبيرات به كار برد ولى مفيد نيفتاد . ميرزا تقى خان ، بعد از اينكه اركان ملك را ممهد و قواعد آن را مشيد ساخت ، از غايت نخوت و غرور بخيالات ديگر پرداخت ، اكابر زمان همه نزد او اصاغر شدند
هامش
( 1 ) - امروز به نام « ميدان سپه » معروف است . ( 2 ) - مراجعه شود به تعليقات آخر كتاب
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 215 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / محمد مشيرى