در ممالك خارجه كه بيرق ايرانى هنوز بلند نشده بود ، او بر سرپا كرد . قنسولها به بندرات خارجه و سفرا بدربار فرنگ فرستاد و سپرد كه در شب بيرق را نصب كنند و به آنجا نامهء به اين مضمون فرستاده بود ، كه اگر بيرق ايران را در بندرات خارجه بخوابانند ، ما نيز بيرق ايشان را در ايران سرنگون خواهيم ساخت و اگر بفرستادگان ايران بىاحترامى شود همان بىاحترامى دربارهء وزراى مختار ايشان خواهد شد .
آنها كه شوكت و سلطنت عظيمهء اعليحضرت شهريارى روحنا فداه و تدبيرات و انتظامات اتابك اعظم را ديده و شنيده بودند خلاف عقل شمردند كه مخالفت نمايند ، لهذا بنابر حفظ مراتب اتحاد بين الدول قرار دادند كه بيرق ايران در سرحدات و بندرات ايشان منصوب باشد و كشتىهاى ايران در درياها به بيرق شير و خورشيد ممتاز شود .
ميرزا تقى خان اتابك اعظم ، هرچيز را كه باعث ترقى دولت و ملت بود آن را فراهم ميآورد و چند نفر شاگردان بفرنگستان فرستاد و آنها را موظف ساخت كه هريك تحصيل علمى نمايند و بايران مراجعت كنند و آن شاگردان پس از چندى تحصيل و تكميل بايران آمده به هريك بعلم خود ماهر و استاد شدند و هندسه و زبان و جغرافيا و طب و رياضى و نجوم و نقاشى و مشاقى و ساير فنون نظام را تكميل نموده ، اجازه از معلمين آنجا در دست داشتند .
و نيز تأسيس مدرسهء دار الفنون كه شاگردان در آنجا درس خوانده و موظف باشند ، از نتايج خيالات « ميرزا تقى خان » بود كه ابتداى كار را شروع كرده ولى عمرش كفايت نكرد و بعد از او اين عمل تاكنون در كمال خوبى ميگذرد و همواره سيصد نفر شاگرد در آنجا مشغول دروس زبان خارجه و هندسه و جغرافيا و حساب و طب و نجوم و مشاقى و علم پياده نظام هستند « 1 » .
هامش
( 1 ) - براى اطلاع بيشتر از تفصيل مراجعه شود به كتاب ( ميرزا تقى خان امير كبير ) تأليف مرحوم اقبال و ( تاريخ ايران ) تأليف مرحوم شميم .