تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
شاهزادگان عظام و وزراى فخام نتوانستند كارى از پيش ببرند ، حال همه كس يكسان بود اگرچه ( البلية اذا عمت طابت ) ولى با اين حالت اين كار باعث اول كينهء شد كه اهل ايران از او در دل گرفتند و آزرده خاطر شدند . چنان نظم و نسقى داد كه هيچ قادر مطلقى بر بيچارهء فقيرى نمىتوانست تعدى كند دزدى و هرزگى و شرارت سابق از ميان رفت . در شراب اثر مستى نماند جماعت اوباش كه در سابق بيك جرعه شراب چندين نفر را زخم ميزدند و اطفال امرا را بكنار و گوشه ميبردند . در اين اوان اگر خمى باده ميخوردند بر وى ساده نگاه نميكردند و مست نميشدند و بر معقوليت خود ميافزودند . در اين عهد ، يكى از اركان دولت كه قولش مطابق يقين و اعتقاد و سخنش محل اعتماد است ، نقل كرد كه در زمان « امير نظام » من طفل بودم و پدرم از اركان دولت بود و ميل وافرى بعيش و عشرت داشت ، ولى زمان صدارت « امير نظام » در خانه نزد عيال خود قدرت استعمال بعضى مغيرات نداشت ، بعد از اعدام آن وزير بزرگ يعنى « امير نظام » شبى ديدم وضع پدرم تغيير كرده و آب قرمزى صرف مىكند ، چون جسور و محبوب پدر بودم ، پرسيدم چه مينوشيد ، جواب داد آنچه را كه در صدارت امير قدرت نوشيدن نداشتم .
هامش
اين حال اين امر كه رشاء و ارتشاء بىحاصل است بتدريج در همه جا منتشر و نافذ شد . خلاصه او به پشتيبانى افكار و احساسات عدهء موفق به اصلاح مفاسد و خرابيها ، يكى پس از ديگرى شده و ماليهء كشور را روى پايه و اساس محكمى نهاد . » تاريخ ايران ، ترجمهء فخر داعى . جلد دوم ص 530 . سپهر ( لسان الملك ) مىنويسد : « دبيران حضرت و مستوفيان درگاه را طلب نموده و جريدهء جمع و خرج حساب ايران را از ايشان بجست ، دو كرور تومان خرج را بر جمع افزون يافت ، پس طبقات شاهزادگان بزرگ را تا چاكران خرد نام هركس را ، از مستوفيان درگاه و عارضان سپاه همىبخواست و از مرسوم و مواهب ايشان لختى بكاست . در اين امر وضيع و شريف و ضعيف را به يكدست بهره فرستاد تا هيچكس را به كس سخره نباشد . » نقل از ناسخ التواريخ ، قاجاريه جلد سوم ، سلطنت ناصر الدينشاه
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 210 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / محمد مشيرى