تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
قرار دادند در ماكو بمانند به اين جهت خانبابا خانرا بلفظ پسر ميناميدند « اوغلم » خطاب ميفرمودند . از آن يك پسر متولد شد كه در سن چهار سالگى برحمت خدا رفت و تا اواسط دولت شاه مرحوم كه حاجى در طهران بودند آنزن هم در تبريز بود . مرحوم محمد خان با فوج ماكو به تبريز احضار شد حاجى را هم با خود از ماكو به تبريز آورد در آنمدتى كه در تبريز بود با مرحوم « فريدون ميرزاى فرمانفرما » الفتى پيدا كردند و در آنوقت مرحوم وليعهد نايب السلطنه عباس ميرزا جهت درس و تربيت اولادشان ميخواستند كه مشغول درس و تربيت وليعهدزاده ها بشود و مرحوم فرمانفرما از مرحوم حاجى تعريف كرد . او را خدمت مرحوم وليعهد آوردند و سالى هزار تومان مقررى از براى مرحوم حاجى قرار دادند و معلم عموم اولاد وليعهد نايب السلطنه عباس ميرزا شد . محمد ميرزا ( محمد شاه طاب ثراه ) در آنمعلمى بمرحوم حاجى ارادت يافتند . در اين بين مرحوم فرمانفرما حاكم خوى شدند و حاجى مرحوم را همراه خود بردند و زير خود قرار دادند . نواب محمد ميرزا ( محمد شاه طاب ثراه ) در خدمت پدر يعنى عباس ميرزاى نايب السلطنه وليعهد دولت عرض كرد كه من بىمعلم مانده‌ام و فريدون ميرزا حاجى را در خوى برده و وزير قرار داده است مقرر فرمائيد كه او را ثانيا به جهت تعليم من به تبريز بياورند نايب السلطنه فورا مأمور فرستادند مجددا حاجى مرحوم را به تبريز آوردند شاه مرحوم حاجى را از همه ربودند و معلم مخصوص خودشان كردند روزى محمد ميرزا قبل از ولايت عهد به خانه مرحوم حاجى ميروند كتابى در طاقچه بود برميدارند حاجى مرحوم دست او را ميگيرد و هرچه ميخواهد باز نكند نميشود باز مىكند و كاغذى به خط حاجى مرحوم در ميان آن كتاب مىبيند كه در آن كاغذ سال فوت شدن وليعهد مرحوم و بعد فوت شدن خاقان مغفور بعد سلطنت محمد شاه طاب ثراه مفصلا نوشته شده است بعد مرحوم حاجى التماس مىكند حالا كه اينرا ديديد به كسى بروز ندهيد . محمد شاه طاب ثراه ميفرمودند اين اول كرامتى است كه از حاجى ديدم .