مراتبى بوده است ، باز حاجى خيلى مقام سيروسلوكى داشته است كه با آنهمه اتصال بسلطنت و مقام ارشاد و ارادت از جادهء عرفان خارج نشده بهواى نفس نپرداخته است و مردم را آسوده نگاه ميداشته است .
قائم مقام مرحوم در دو روزهء وزارت بسى مردم را تباه ساخت چه بسيار خانوادهها برانداخت و بهر كسى كه احتمال استعداد وزارت ميداد او را بتدبيرى دفع ميكرد ولى حاجى ميرزا آقاسى ابدا به اين حركات قبيحه اقدام ننموده و چند روزيكه به حكم تقدير ظاهرا خود را وزير قرار داده بود ، با آنكه كار خلافى نكرد باز او را از جانب غيب تأديب كردند و تنبيهش نمودند و آخر او را منزه و منقا ساخته حيات جاويدش دادند و حاجى يقينا صاحب كرامات بوده جز نسبت خبط و خطا ديگر به او نميتوان طعنى زد و لعنى كرد .
وقتى ، حاجى وارد ارك و عمارت ديوانخانه شد كنار حوض نشست كه دستى برآب زند يكى از دهباشيان فراشان ديوانى كه تا چندى قبل زنده بود چندين بار بحاجى در خصوص مطلبى عرض كرده بود و جواب مساعدى نشنيده امروز كه حاجى را در كنار حوض ديد نزديك آمد بناگاه اورا در حوض انداخت حاجى بيچاره را بيرون آوردند ، خواستند آن دهباشى را اذيت كنند مانع شد و گفت بيچاره بتنگ آمده و عاصى شده است آنگاه كار او را انجام داد .
حاجى را چندبار اين گونه اذيت كردند چند دفعه كه بعرض نميرسيد چون او را ميزدند يا دشنام حضورى ميدادند آنگاه ترك لجاجت كرده ، اسعاف حاجت مينمود و ميگفت عاصى شده است و بايد كارش را اصلاح كرد .
ابتداى ترقى حاجى ميرزا آقاسى و باعث ارتباط و اختلاط او با ديوانيان عليخان ماكوئى و محمد خان پدر مرحوم خان بابا خان سردار بود و رشتهء آن بطريق اختصار نوشته مىشود . عليخان ماكوئى بمناسبت دوستى با پدر مرحوم حاجى را بماكو آورد ، محمد خان پدر خانبابا خان سردار امير تومان يكزن محترمه داشت كه بواسطهء ناسازگارى او را مطلقه نمود ، آنزن را با خانه و اثاث البيت بمرحوم حاجى داد و
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٨٥