با اين دو سه فقره تكذيبات باز مردم تا اينزمان هم از حاجى اظهار رضامندى مينمايند .
در عهد او ، نان در طهران يكمن يكعباسى بوده است ، گوشت و روغن و ساير اجناس بقدرى ارزان بوده است كه حالا ذكر آنها اغراق به نظر مىآيد .
حاجى ، راضى بقتل و قمع كسى نميشد ، نان احدى را نمىبريد ، نيكنفس و مردمدوست بود ، چه بسيار اشخاصى را كه مستحق قتل بودند شفاعت ميكرد و از كشتن نجات ميداد ، تقدس و ديندارى بغايت قصوى بود حقيقتا شخصى مستجاب الدعوه و از اهل باطن بود ، يك دو فقره اهمال و مسامحهء او در آسايش مردم و دفع تعدى تركان دليل بر بدى او نيست .
مرد خدا بودن و ايمان صحيح داشتن ، منافات با اين ندارد كه چنين كسى در مملكتدارى ، خبط و خطا داشته باشد ، بىتدبيرى او دليل بر بدى فطرت او نميكند اگر در پارهء مطالب اهمال داشته است ، ليكن بقدرى نيكنفسى داشته است كه عموم مردم در زمان صدارت او آسوده بودند و ارادتى كه شاه مرحوم با او داشته است اگر عشر آن را ببهترين مردم ميداشت ، هر آينه نصف اهل ايران را بقتل ميرساندند .
شاهنشاه غازى ، طاب ثراه او را به چشم نوكرى و صدارت نميديدند بلكه او را مرشد و پيشواى طريقت خود ميدانستند و از او كرامت و اخبار مغيبه ديده بودند در دستخطها بايشان عنوان جعلت فداك و روحى فداك مينوشتند ، در جواب يك كاغذ احوالپرسى حاجى مرقوم فرموده بودند كه پادرد من نقلى ندارد وجود مبارك آن مرشد كامل بسلامت باشد ، اين دستخطها در همين عهدها بدست آمده ديده شده است .
كتابچهء مرقعى در كتابخانهء نواب مستطاب و الا شاهزاده محمد تقى ميرزاى ركن الدوله ، والى مملكت فارس ، برادر والاگهر اعليحضرت اقدس شهريارى روحنا فداه موجود است كه در آن مرقع دستخطهاى مبارك همايونى كه بحاجى مرقوم شده است موجود است ، هركس آن دستخطها را ببيند ، ميداند كه حاجى داراى چه
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٨٤