از قرار ثبت مستوفيان ديوان يكهزار و چهار صد و سى و هشت قريه و مزرعه بشمار ميآيد و اين كار براى آن كرد كه سد سعايت معاندين كند ، چه آنكه بارها مقربان درگاه شاهنشاه بكنايه و صراحه معروض ميداشتند كه حاجى ميرزا آقاسى معادل ده كرور تومان دهات دارد و هر سال يك كرور تومان حاصل املاك خود را مأخوذ مينمايد ، چون از هيچ راه نميتوانستند كه بوزارت حاجى خلل رسانند لهذا حاجى اين كار را كرد كه زبان و شاة را ببندد .
خلاصه حاجى مرحوم در صدارت خود مبغوض جميع مردم بود جز چند نفرى ديگر هيچكس بوزارت او راضى نبود ، در پيش حاجى سعاة و خبررسانان مطلوب بودند با او سربگوش سخن ميگفتند كه ديشب فلان و فلان انجمن داشتند و در عزل شما همداستان شدند به اين واسطه تقرب پيدا ميكردند ، بسا ميشد كه به اين واسطه ترقى ميكردند و حاجى به اينگونه مردم ، بسيارى از دهات را بتيول و سيورغال ميداد ، كار به جائى كشيد كه در عهد حاجى در هر سال دو كرور مخارج ايران بر مداخل آن زيادتى پيدا ميكرد ، در واقع بيشتر اينمصارف بمخارج قورخانه ميرسيد نه اين بود كه همه را حاجى تفريط كند . بمردم فحش بسيار ميداد . هركسى از زخم زبان او مجروح و هر دلى از تير دشنامش مقروح بود ، سربازان ماكوئى را كه به خود اختصاص داده و از براى روز بد آنها را پيراهن خود ميدانست ايشان را چنان مسلط كرده بود كه صريحا شبها چراغ روشن ميكردند و بخانهها بدزدى ميرفتند ، صاحب خانه ميديد و جرئت دم زدن نداشت و اين تركان ماكوئى مست ميشدند ، زن بيچارهء و بچهء بىصاحبى را كه ميديدند ميبردند و با او خلاف شرع به عمل ميآوردند .
غروب كه ميشد هيچ بچه و زنى جرئت بيرون شدن از خانه نداشت . ساير الواط هم به اسم آنها فرصت را غنيمت شمرده ، مرتكب پارهء شرارتها ميشدند كرارا از تعديات اين تركان ، مردم نزد حاجى شكايت مىبردند ، حاجى بتركى ميگفت اگر اين تركان با اطفال شما وطى نكنند ، پس با من وطى كنند و چون التفات -
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٨٢