بيگلربيگى طهران و جماعتى ديگر با غلام حسينخان سپهدار متفق شده ، بحفظ شهر ميكوشيدند و حق بجانب اين امراى شهرى بود ، كه ميگفتند امراى اركى بناى كار را بجمهوريت و اقتدار شخص خودشان گذاشتهاند و الا چرا بايد در غياب شاه ، براى خود بخانهء حاجى ميرزا آقاسى بريزند و او را معزول كنند و اموالش را غارت نمايند ، خلاصه هنوز نائره فتنه بلند نشده بود ، كه كوكبهء سلطانى و دبدبهء خاقانى از آذربايجان بطهران رسيد و جهان رونق تازه يافت و بتدبيرات و كفايت ميرزا تقيخان اتابك اعظم كه در بين راه صدارت گرفته بود ، كارها قرين اصلاح شد و صدر الممالك از صدارت بىنصيب شد و حاجى ميرزا آقاسى همچنان در تحت قبهء حضرت عبد العظيم متحصن بود .
در همين سنهء 1264 حاجى ميرزا آقاسى از كارداران دولت خواستار شد كه در عتبات عاليات سفر كند و در آنجا دعاگو باشد ، اعليحضرت شهريارى ناصر الدينشاه روحنافداه بر زحمت چند سالهء او رحمت آورد و پنجاه سوار را ملازمت خدمت او ساخت و به احترام تمام در روز سهشنبه سيم ذيحجة الحرام ، از زاويهء مقدسه به اماكن مشرفه رفت .
در آخر صفر سنه 1251 اعلان وزارت حاجى ميرزا آقاسى شد و از 1252 شروع به كار صدارت كرد و تا ربع آخر سنهء 1264 بوزارت مشغول بود و 13 سال باينكار پرداخت و بيك قاعده 14 سال به اين اعزاز قرين امتياز بود .
سنهء 1265 حاجى ميرزا آقاسى شب جمعه دوازدهم شهر رمضان المبارك در عتبات عاليات ، بسوى جنات خراميد و يك هفته از اين پيش كه وفات كند مردمان را از شب ممات خود خبر داده بود و چون تندرست بود مردم باور نميكردند و سخن او راست آمد و اينمعنى بشيوع و تواتر رسيده است كه بمردم ايران و اهل انگلستان از وفات خود با تعيين وقت خبر داده بود . اما ثروت حاجى ميرزا آقاسى بدرجهء بود كه محسود همه كس واقع شدى ، در سال هزار و دويست و پنجاه و سه هر ديه و قريه و مرتع و مستغلى كه در ايران حاجى ميرزا آقاسى ، بدست كرده بود ، بر طريقت شريعت غراسجلى كرده بشاهنشاه غازى همه نمود و اين جمله
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٨١