ميرزا آقاسى كه از دختر خاقان مغفور بود ، بواسطهء خودسرىها و خيالات خامى كه داشت مغضوب دولت شده بود و اگر شفاعت و تقويت حاجى ميرزا آقاسى نبود به هلاكت مى رسيد ، آخر الامر بتصويب خود حاجى دستخط براى او در قم فرستادند كه چندى در عتبات عاليات رود و رفع آلايش و عصيان نموده ، از ابتدا تقويتها و حمايتهاى حاجى بود كه او را به خيال سلطنت انداخت و بتهيهء قورخانه پرداخت ، هرچند شرارت و خيالات فاسدهء او را بعرض ميرسانيدند حاجى اصلاح ميكرد تا آخر كار باينجا منجر شد و شرح آن در تواريخ ضبط است .
سنهء 1263 هجرى حسنخان سالار ، پسر اللهيار خان آصف الدوله « 1 » والى خراسان صريحا بناى عصيان را گذاشت و دولت را تا چندى مشغول اين كار نمود و مردم را به زحمت انداخت ، اينعمل هم نيز از سوءتدبير و بدزبانىهاى حاجى مرحوم بود ، سالار با پدر خود اظهار داشت كه جميع مردم از حاجى رنجش كلى دارند و بواسطهء تقويت
هامش
دشمنان من و ايلخانى حديث مىكنند و خاطر شاه را از كيفر اين گناه برمىتافت .
بالاخره جمعى از بزرگان ايران كه با آقاسى دل بد داشتند به صدا درآمدند و به عرض شاه رسانيدند ، براى آقاسى ديگر مجال پوشيدن اين راز نماند ، به فرمان شاه اللّه قلى ميرزا را به كربلاى معلى تبعيد كردند .
اين تبعيد مدت 24 سال طول كشيد ، هميشه با اردوى ايلخانى چندين امرد و عدهء فاحشه حركت مىكردند و از اين شهر و آن شهر زن و بچه مىدزديدند و با خود مىبردند . »
مراجعه شود به ( كتاب سياستگران دورهء قاجار ) نوشتهء خان ملك ساسانى ، جلد دوم صفحات 102 تا 107 و نيز كتاب ( تاريخ نو ) تأليف جهانگير ميرزا ، چاپ عباس اقبال ص 291
و ايضا كتاب ناسخ التواريخ ، جلد دوم قاجار ، و روضة الصفا جلد دوم در سلطنت محمد شاه .
و يادداشتهاى ( اعتماد السلطنه ) به نام ( خوابنامه يا خلسه ) ، چاپ زوار و ص 183 كتاب ( ميرزا تقى خان امير كبير ) تأليف مرحوم ( عباس اقبال )
( 1 ) - آصف الدوله ، در ذيل صفحهء ( 129 ) اين كتاب معرفى شده است .
و نيز مراجعه شود به دو منبع زير :
الف - كتاب ( سه سفرنامهء ، هرات ، مرو ، مشهد ) از انتشارات دانشگاه تهران ، به شمارهء 1200 به اهتمام ( قدرت اللّه روشنى « زعفرانلو » . ) در قسمت ( فهرست اعلام ) ص 220 كه بوسيلهء دانشمند محترم « حسين محبوبى اردكانى » تهيه شده است .
ب - تاريخ قاجار ، تأليف واتسن . ترجمهء عباسقلى آذرى ص ، 232 .