دستدرازى كرده مال و ناموس آنها را به زور ميگرفتند ، آنرعايا هم عاصى شده جرئت شكايت نزد حاجى ميرزا آقاسى نداشتند لهذا جعفر قليخان را برياست خود دعوت كردند و طغيان نمودند و اين سربازانرا گريزان ساختند .
در همين سال هزار و دويست و شصت ، عهدنامهء ميان دولت ايران و دولت آل عثمان در ارزنة الروم بتوسط ميرزا تقى خان وزير نظام ( اتابك اعظم ) انعقاد يافت « 1 » بعد از وصول عهدنامه بايران ، مذاكرات خبط و خطا و سوءتدبير او در
هامش
را با چهار عراده توپ در نزد او موقوف داشت .
. . . بعد از بيرون شدن ( حمزه ميرزا ) از بوزنجرد ( محمد على خان ) امر آن بلده را به - نظام كرد و فوج بيات را به ( قلعه كرم خان ) كه از محال بوزنجرد است فرستاد تا در آنجا نشيمن ساخته ، حافظ و حارس باشند و هم بر سر راه سالار و تركمانان ، ديدهبانى كنند ، آنگاه دست تعدى از آستين برآورد و در اخذ اموال رعيت بوزنجرد ، هيچ دقيقهاى فرونگذاشت و از تعرض اهل و عشرت مردم بيمى نداشت .
از آنجا كه مردم ماكو خويشتن را با ( حاجى ميرزا آقاسى ) نسبت مىكردند ، از هيچگونه ظلم و ستم پرهيز نمىفرمودند و نزديكان حضرت پادشاه را نيروى آن نبود كه كردار ناهموار ايشان را معروض درگاه دارند و بر زيادت از اين ، در خدمت حاجى ميرزا آقاسى نيز پرده از كردار ايشان برنمىگرفتند و معايب ايشان را به محاسن باز مىنمودند .
بالجمله ، سرباز ماكوئى اقتفاء به ( محمد على خان ) كرده هريك جداگانه در اموال و اثقال و دختران و پسران مردم طمع بستند و چندانكه توانستند ، به هواى نفس كار كردند و كام راندند .
مردم بوزنجرد بجان آمده ، در نهانى يكديگر را ديدار كردند و مواضعه نهادند و مكتوبها نگاشته به جانب ( جعفر قلى خان ) فرستادند كه زندگى بر ما عار افتاد و جان عزيز در چشم ما خار شد ، چه آسوده در ( آقخال ) نشسته و ما را به احبال بلا بسته ، برخيز و بدين جانب قدمى بزن ، تا ما نيز برشوريم و اين جماعت بىشرم را از خويش دفع كنيم .
سالار و جعفر قلى خان چون از اين قصه آگاه شدند ، سخت ، شادخاطر گشتند و سران تركمان را نيز آگهى دادند ، تا دل قوى ساخته و بر سر ايشان انجمن شدند . بالجمله لشكرى ساخته جنگ برآوردند و با دو هزار سوار جرار از آقخال بيرون تاختند . . . »
براى آگهى از پايان كار مراجعه شود به ( ناسخ التواريخ ، جلد دوم قاجاريه ص ، 186 )
( 1 ) - « . . . دولت ايران براى رياست هيئت نمايندگان ايرانى در انجمن ارزنة الروم ( ميرزا جعفر خان مشير الدوله ) سفير كبير را كه در اين تاريخ در طهران بود معين نمود .
مشير الدوله از طهران عازم تبريز گرديد ، ولى چون به آن شهر رسيد به بستر بيمارى افتاد و بيمارى او طولانى شد . -