تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
و او در طهران طرح عمارات و اجراء قنوات نمود ، كتاب « رد پادرى » را كه ميرزا بزرگ قائم مقام نوشته است ، به اعانت و همراهى جناب حاجى بوده است و مطالب را او بيان كرده است ، و نيز حاجى كتابى ديگر تصنيف كرده موسوم به « مصباح محمدى » است و رسالهء ديگر در تفسير بعضى از آيات مشكله ، تأليف كرده‌اند . جناب حاجى ، تخلص خود را در اشعار فخرى ميكرده‌اند ، اشعار ايشان در « اكسير - التواريخ » ضبط است ، هركس خواهد رجوع به آنجا كند و ما يك چند بيت از عربى و فارسى او در اين‌جا مىنگارم :
طال هجرى علتى داء النوى * دق جسمى ذاب من ناد الهوى سيرونى كل آن بالوصال * انقضى عمرى و قد ضاق المجال اذرعى يا ناقتى ارض الفلا * نحو من اشتاقه الا فلا قده غصن له شمس ثمر * خطه مسك محيط بالقمر
اشعار فارسى حاجى اين ابيات ذيل است :
هامش
و حاجى هر دو ، صدارت محمد ميرزا را پس از رسيدن به سلطنت به خود وعده مىدادند ، تا آنكه قائم مقام ثانى به قتل رسيد و محمد شاه ، حاجى ميرزا آقاسى را صدر اعظم كرد و ميرزا نصر اللّه متصدى امور اوقاف و وظايف كل ايران و به لقب ( صدر الممالك ) ملقب گرديد و تا محمد شاه حيات داشت در اين مقام بود . چون محمد شاه در شب سه‌شنبه ششم شوال 1264 قمرى مرد و مهد عليا در طهران از جانب پسر خود ناصر الدين شاه كه در تبريز بود ، زمام كارها را به دست گرفت علىرغم حاجى ميرزا آقاسى ، مدعى قديمى او صدر الممالك اردبيلى را به صدارت برداشت و ميرزا نصر اللّه ، خانه‌هاى حاجى ميرزا آقاسى را كه محل اقامت صدر اعظم بود ، تصرف كرد و دو ماهى با بيكفايتى و غرض‌ورزى تمام صدارتى كرد ، همين كه موكب ناصر الدين شاه و ميرزا تقى خان امير نظام به ( يافت آباد ) طهران رسيد و امير شنيد كه ميرزا نصر اللّه و جمعى ديگر به - مخالفت با صدارت او زمزمه‌ها كرده‌اند ، از همان‌جا به او پيغام فرستاد ، كه خانه‌هاى حاجى ميرزا آقاسى را تخليه كند و چون به طهران رسيد ، ميرزا نصر اللّه را ابتدا به قم و سپس به - كرمانشاه تبعيد كرد و او در ششم محرم 1271 قمرى فوت كرد . ( مراجعه شود به توضيحات مرحوم عباس اقبال آشتيانى در كتاب « شرح حال عباس ميرزا ملك‌آرا » صفحات آخر كتاب ) براى شرح حال صدر اردبيلى به مجمع الفصحا تأليف رضا قلى خان هدايت ، چاپ مظاهر مصفا ج . 6 ص 1037 مراجعه شود ،
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 158 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / محمد مشيرى