شخصى يا بر ضد خيال نفسانيت اتفاقى مىافتد اشخاص را به تهمت بابىگرى حكم قتل مىدادى ، يا بيچارهاى را بعنوان شرب خمر حد مىزدى ، يا شخصى را محض اجراى خيال خود به فساد عقيده تهديد مىكردى ، يا درب خانهاى را بعنوان وقوع خلاف شرع گل مىگرفتى .
در اين ضمن در بحبوحهء ازدحام ديدم غوغايى برپا شد . فريادهاى اى خبيث ، اى خبيث ، و صداهاى اى ملعون ، اى ملعون ، به گوش رسيد . خوب ملتفت شدم ديدم حاجى حيدر على چند دائره و تار و كمانچه و سهتار در دست گرفته ، و چند مرد و سه زن را با ساير همراهان خود جلو كرده مىآيد . به مجرد اينكه چشمش به جناب مستطاب آقاى نجفى افتاد هنهنكنان و نفسنفسزنان گفت : آقا ، در يكى از كوچههاى اصفهان عبور مىكردم از خانهء اين خبيث ( رو كرد به مرد صاحبخانه ) ديدم كه صداى تغنى و سماع و آواز و ساز مىآيد . از قول آقا بعضى طلاب را خبر كردم . ريختيم درب خانه را شكستيم داخل شديم . ديديم اين خبيثها مشغول ترنم و اين خلاف شرع عظيم هستند . پس از اينكه ايشان را خوب تنبيه كرديم و كتك شديد زديم خبيثهاى ملعون مىگويند عروسى داشتيم . فورا دايرهها و آن اسبابها را بنا كرد به زمين زدن و خرد كردن . ترقوتروق عظيمى از شكستن آن آلات استماع شد . جناب آقا ، بادى زير بغل خود انداختند و نظرى حقيرانه به سمت مصدر جلال الهى نموده كه معلوم مىداشت مىفرمايند مشاهدهء اين ترويجات شريعت و استخدام گماشتگان مرا در حفظ حدود اسلام بنماييد . بيچاره اهل آن خانه زنانه و مردانه چه خجلتها بردند و چه حالتى داشتند نمىتوانم بيان نمايم .
خطاب عتابانگيز از مصدر جلال رسيد : بهبه ، واقعا تشرع تو اى شيخ معلوم شد و مكشوف گرديد ! كجا شريعت اسلام به تو حكم مىكند كه بىاذن داخل خانهء ديگرى شوى ، يا عرض و ناموس مسلمانى را به اين اصرار بر باد دهى ؟ مگر نه در شريعت محمدى ( ص ) امر اكيد و اصرار بليغ شده كه بىاذن داخل خانهء كسى نشويد و لو درب منزل باز هم باشد ؟ مگر نه نص صريح كتاب اللّه است ؟ مگر نه حفظ ناموس و آبروى مسلمانان بمنتها درجه در شرع اسلام تأكيد شده ؟ مگر نه امر كردهايم ، كه تجسس و تعمق در عقايد مسلمانان نكنيد ؟ مگر نه حكم مؤكد نمودهايم كه اعمال مسلمانان را حمل به خير نماييد ؟ آخر از كجا معلوم شد كه حركات ايشان فقط محض تغنى بوده چگونه هنوز به تو نگفته ثابت گرديد ! ؟ علاوه بر اين تو خودت ادعاى اجتهاد مىكنى ادنى نوكر تو چرا اجراى احكام مىكند ؟ به خود آنها ثابت شد و كيفر هم دادند ؟ به به به به و حال آنكه شايد به علت شرعى مشغول تغنى بودهاند چنانچه در بعضى امراض معالجهء جز تغنى و سماع ما خلق نكردهايم شايد به دستور حكيمى بوده ، اگر خلاف و خطاهاى شرعى كه در حين رفتار صادر شده بيان نمائيم كيفر تو صد چندان معلوم مىشود .
آقا فرمودند : خير خير حاجى حيدر على موثق است آجزوى عدولس شما بعضى خيالات در حقش نكونيد .
خطاب : اى خازنين دركات ، مرتكبين را به جزاى خود برسانيد : ريختند ملائكه چندى با زنجيرهاى آتشين ، و عمودهاى مشتعل ، آمدند . بيچاره حاجى حيدر على دويد دست
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: اقبال يغمايى
ص٣١٦