نوع سمت اعيانيت و تمول پيدا نمىكردند كه باعث فقر فقرا و ضعف ضعفا شوند . دارايى و تمول است كه ملاحظه و تأمل در اجراى احكام الهى و احقاق حقوق مسلمين وارد مىآورد و اغماض حقوق و اجراى باطل را باعث مىشود .
در اثناى اين خطابها ناله و صدا و فرياد و فغان شديدى از مظلومين و فقرا و بيچارگان بلند شد كه : الهى ، داد ما را از ظالمين بگير . كه در دنيا چه زجرها برديم و چه گرسنگىها و سرزنشها كشيديم ! از اين نالهها زمين محشر به لرزه درآمد و حالت غريبى به تمام اهل محشر دست داد ؛ و بعد از آن لرزه و غوغا ، بهت عجيبى حكمفرما شد . خطاب تهديدانه رسيد كه اى شيخ ، جواب بندگان ما را چه مىگوئى كه اگر يك شكايت ديگر كنند در عذاب شديد مؤبد خواهى بود .
ديدم براى شيخ حالت رقتى حاصل شد كه از رقت او بعضى اهل محشر به رقت آمدند و با كمال خضوع و لابه عرض كرد : الهى عرضى دارم كه خجلت مانع است و وحشت نمىگذارد عرض نمايم . مىترسم به درگاه خداونديت ناپسند آيد و موجب غضب شوم .
خطاب : يا شيخ ، امروز روزى نيست كه توحش و ملاحظه نمايى ، و درگاه ما بارگاهى نيست كه بىجهت عذاب و اذيت بينى . آنچه خواهى و هست بازگوى ، و هرجوابى دارى آغاز كن .
جواب : بارالها ، از آن هراسانم كه مبادا به فضل و ترحم نظر نفرمايى و به عدل تنبيه و عذابم نمايى . خداوندا ، به دوستان آستانت كه به اين عبد ذليل ترحم فرما ، و به سخنان عاجزانهاش تعمق نما .
خطاب : بيش از اين تكرار مكن و آنچه جواب صوابست بيان كن .
عرض كرد : خداوندا آيا من در دنيا بشرى بيش بودم ؟ نفس قدسى داشتم ؟ به من سمت نبوت يا رسالت يا امامت مرحمت فرمودى ؟
- نه .
- پروردگارا ، آيا گرفتار تلاطمها و امواج شهوات و خواهشهاى نفسانى نبودم ؟
- چرا .
- آيا در مدافعه وساوس شيطانى و نگاهدارى ظاهر شرع خود سعى و كوشش نداشتم ؟
- چرا .
- آيا خشنودى و تشكر قلبى از نعمتهاى گوناگون تو نمىنمودم ؟
- چرا .
- پس الهى با كمال جرأت و نهايت مروت عرض مىكنم و تصديق مىخواهم آيا اگر به عوض اين بندهء ضعيف و عبد ذليل يكى از ملائكه مقرب يا پيغمبران مرسل يا آ آ آ ل ل ل . . .
خطاب : مترس و بگو آنچه را در دل دارى كه اينجا آستان غرض و اغماض نيست .
عرض كرد : يا العياذ بك اگر خود حضرت خداونديت به لباس بشريت به حكومت و قضاوت شرعى و ملى به اصفهان مسندنشين و مقرر بودى با آن فريبهاى گوناگون و تدبيرات از حد فزون ، و زمينهسازى و تدليسات از اندازه بيرون حضرت مستطاب اشرف امجد اسعد
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: اقبال يغمايى
ص٣١٠