تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
جديد حمايت مىكرد و اين ، يكى از فتواهاى اوست در فوايد مدارس جديد : بسم اللّه الرحمن الرحيم مخفى نماناد بر اخوان مؤمنين ختم اللّه لهم بالخير و السعاده كه انصافا اين امرى را كه اقدام فرمودند خير جارى بزرگى است . خوب است همه در اين امر خير امداد نمايند . فى الحقيقه تجارت منجى از عذاب اليم است . فاستبقوا الخيرات و سارعوا الى مغفرة من ربكم لينفعكم يوم لا ينفع مال و لا بنون و اين احقر انشاء اللّه تعالى محض اينكه بىبهره از خير معظم نباشم مبلغ يكصد تومان براى اين خير خدمت خواهم نمود . حرره الاحقر فضل اللّه النورى ( نقل از شمارهء دهم مجلهء معارف مورخ چهارشنبه 15 ذىحجه 1316 ) ذكر اين مطلب ناروا نيست كه شيخ فضل اللّه و پيروانش وقتى به زاويهء عبد العظيم رفتند و بست نشستند ، به منظور توفيق در مخالفت با مشروطيت و افزودن به عدهء همفكران خود در صدد نشر روزنامه‌اى برآمدند ، هيچيك از چاپخانه‌هاى پايتخت « روزنامه شيخ فضل اللّه » را چاپ نكرد . ناچار يك مطبعهء كوچك سنگى به بهاى صد و سى تومان از سيد مرتضى برغانى خريدند ، و در حضرت عبد العظيم به كار انداختند . از « روزنامهء شيخ فضل اللّه » كه همه مطالب آن در قدح و دم مشروطيت و بدگويى از مشروطه‌طلبان بود ظاهرا نوزده شماره با خط خوش چاپ شد .

( 4 )

- مرتضى قلى خان صنيع الدوله : دومين پسر على قلى خان مخبر الدوله ، نوهء رضا قلى خان هدايت ، شب يك‌شنبه نهم صفر 1273 در تهران به دنيا آمد . بعد از فراگرفتن علوم مقدماتى در دار الفنون به تحصيل آغاز نهاد . سپس براى آموختن علوم عالى رهسپار آلمان شد . هفت سال در آنجا درس خواند ؛ رشتهء معدن‌شناسى مدرسهء صنعتى آلمان را با موفقيت تمام به پايان برد و ميان همدرسانش حائز رتبهء اول شد . در مراجعت به ايران ، ناصر الدين شاه ، احترام السلطنه ، دختر مظفر الدين ميرزاى وليعهد را به عقد وى درآورد ، و ادارهء معادن را به دو سپرد . مرتضى قلى خان بدين كار خرد خرسند نشد ، و ديرى نگذشت كه با كمك مالى حاج محمد تقى شاهرودى يك كارخانهء ريسندگى تأسيس كرد ، و كارخانهء فلزكارى كوچكى نيز داير نمود . ناصر الدين شاه روز سيزدهم فروردين 1305 قمرى به تماشاى كارخانه ريسندگى رفت . پسنديد ، و به او لقب صنيع الدوله داد . چون صنيع الدوله بر اثر عدم حمايت دولت و مردم ، و مخالفت بيگانگان با ترويج و توسعهء صنايع داخلى ، زيانها برد و رنجها كشيد ، ناچار دل از كارهاى مفيد بريد و به رياست و وزارت گراييد . نخست ، وزير خزانه ، و سپس در سال 1316 قمرى مسؤول پست شد . اما به اين كارها خاطرش آرام نگرفت و خانه‌نشينى اختيار كرد . در سال 1320 شاه وى را براى خريدن يك كشتى به آلمان فرستاد . هفتاد و پنج هزار تومان خريد و به ايران آورد . اين كشتى مظفرى نام گرفت . پس از استقرار مشروطيت از طرف طبقهء اعيان تهران به نمايندگى انتخاب ، و روز 19 شعبان 1324 به رياست مجلس برگزيده شد . اولين رئيس مجلس شوراى ملى بود ، و روز 28 رجب 1325 استعفا كرد . بعدها در كابينه‌هاى مختلف چند بار وزير شد . وى هرزمان از امور دولتى فراغت مىيافت به كارهاى بزرگ و عام المنفعه مىكوشيد . براى احداث راه‌آهن ، استخراج زغال‌سنگ و نقره و سرب خرجها كرد و زيانها برد . او به مشروطيت و فرهنگ