اين عمل نفرتانگيز ديرى نپاييد كه به بيمارى جان شكارى گرفتار آمد ؛ صورتش چنان زشت و مهيب و وحشتانگيز شد كه زنش رهايش كرد . همهكس از او مىگريخت و بسيار نگذشت كه درگذشت .
به تدريج اعتبار و شخصيت شيخ فضل اللّه بر اثر كارهاى ناستودهاش سخت كاهش يافت و منفور مردمان آزاده شد . چهار ساعت گذشته از غروب روز شنبه شانزدهم ذىحجه 1326 قمرى برابر 19 دى 1287 ، هنگامى كه از خانهء ظهير الاسلام به خانه خود مىرفت ، همين كه نزديك سراى عضد الملك رسيد كريم دواتگر كه يكى از افراد كميتهء مجازات بود به قصد جان او چند تير رها كرد كه يكى به بالاى زانويش نشست اما چون كارى نبود از مرگ رست .
بارى ، پس از اينكه آزاديخواهان پيروز شدند ، روز جمعه 27 جمادى الآخر 1327 قمرى برابر 25 تير 1287 محمد على شاه به سفارت روس پناه برد و بساط سلطنت او و استبداد برچيده شد . محكمهء قضاوت عالى با عضويت شيخ ابراهيم زنجانى ، ميرزا محمد مدير روزنامهء نجات ، سيد محمد امامجمعه معروف به امامزاده ، نصر اللّه خان اعتلاء الملك ، عبد الحميد خان سردار مقتدر كاشى مشهور به يمين نظام ، حاج ميرزا عبد الحسين خان وحيد - الملك كاشانى ، جعفر قليحان بختيارى ، ميرزا على محمد خان مجاهد ، احمد على خان مجاهد معروف به عميد السلطان براى رسيدگى به جرائم شيخ فضل اللّه و ديگر كسانى كه به دشمنى مشروطيت برخاسته بودند و فتنهها انگيخته بودند تشكيل شد . پس از بازپرسى ، شيخ ، به اتفاق آراء محكوم به مرگ ، و روز 13 رجب 1327 برابر 11 مرداد 1288 در ميدان توپخانه به دار آويخته شد . خبر اعدام وى در شمارهء ششم سال سوم روزنامهء مجلس مورخ سهشنبه شانزدهم رجب 1327 بدين شرح درج شده است : « سيآت اعمال شيخ نورى دامنگيرش گرديده ، روز شنبه 13 رجب بعد از استنطاق و ثبوت جنايات و فتاوى نامشروع و هزارانهزار تقصير بين در مدت دو سال تمام ، در ميدان توپخانه به حكم محكم خدايى بردار زده شده به دار البوار فرستاده شد . »
شگفت اينكه يكى از مخالفان سرسخت شيخ فضل اللّه ، پسرش شيخ مهدى بود . او از معتقدان صميم مشروطيت بود و به طلبهها براى مبارزه با عوامل استبداد مشق نظام مىداد .
وى نه تنها از اعدام پدرش غمگين نشد بلكه اظهار رضا كرد . اما او نيز مورد سوء قصد يكى از مريدان پدرش قرار گرفت و نيم ساعت گذشته از شب يكشنبه 28 ربيع الاول 1333 برابر 26 دلو ( اسفند ) 1292 در نزديكى تكيه دولت به تير زده شد و چند ساعت بعد درگذشت .
چنان كه ياد شد شيخ فضل الله نورى با مشروطيت و مشروطهخواهان دشمن بود و كار هاى منكر بسيار كرد ، كينهتوز ، و جاهجوى ، مالپرست و دل به دنيا سپرده بود اما صفتهاى خوب هم داشت نخست اينكه از عالمان بزرگ زمان خود بود ، دو ديگر اينكه براى رستن از مكافات و مرگ به بيگانه پناه نبرد . پيش از دستگيرى و محاكمهء وى سفارت روس تزارى خواست كه او را در حمايت خويش گيرد . شيخ بدين ننگ رضا نداد . افزون بر اين از تأسيس مدارس
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 292
مساهمون: اقبال يغمايى
ص٢٩٢