تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
نياورد . همچنان دشمن و مخالف نشر فرهنگ ، ازدياد مدارس و ترقى ملت بود . روزى مخبر السلطنه به او گفت : هرچه خير است از بركت وجود مدرسه است و او با اعتراض و خشونت جواب داد : برعكس ، هرچه شر و بدى است از مدرسه سرچشمه مىگيرد .

( 2 )

- كامران ميرزاى نايب السلطنه : سومين پسر ناصر الدين شاه در سال 1272 به دنيا آمد . در شش سالگى حاكم تهران شد و پاشا خان امين الملك در سمت معاونت او به اداره امور حكومت پرداخت . بيش از سيزده سال نداشت كه فرمانده كل قوا شد و اميركبير لقب گرفت ! در سال 1287 وقتى ناصر الدين شاه به قصد زيارت عتبات عاليات راهى عراق شد وى را نايب السلطنه و جانشين خويش كرد . با اينكه بسيار جبان و فاقد هرگونه استعداد و قابليت نظامى بود در بيست و پنج سالگى وزير جنگ شد و از 1297 تا 1313 بر اين سمت بود ! در شعبان 1288 وقتى شانزده ساله بود با سرور الدوله دختر سلطان مراد ميرزاى حسام السلطنه ازدواج كرد . وى تا اندازه‌اى زبان فرانسوى را مىدانست و به زبان آلمانى نيز آشنا بود . در واقعه رژى در گرماگرم مبارزه مردم بر او تاختند و اگر يكى از سواران ، وى را بر ترك زين ننشانده بود و از معركه به در نبرده بود كشته مىشد . در سال 1335 قمرى حاكم و فرمانرواى خراسان شد اما بر سر اين كار بسيار نماند و سال بعد قوام السلطنه جاى او را گرفت . در سال 1347 قمرى برابر 1307 شمسى در هفتاد و پنج سالگى درگذشت .

( 3 )

- شيخ فضل اللّه نورى : حاجى شيخ فضل اللّه ، پسر ملا عباس ، دوم ذىحجهء 1259 قمرى متولد شد . پس از اينكه مقدمات علوم دينى را آموخت براى فراگرفتن مراتب عالى دانش ، به عراق سفر كرد ، و سالها در محضر ميرزا محمد حسن شيرازى مجتهد بنام به تلمذ پرداخت . سپس به ايران بازگشت . مورد توجه مردم شد ، ديرى نگذشت كه مجلس درس وى معتبرترين ، گرم‌ترين و بارونق‌ترين مجالس درس شد . او عالمى خوش‌صحبت ، دانا ، اما جاه‌طلب ، كينه‌خواه ، مغرور و جوياى جاه و مال بود . چنين ترتيب داده بود كه در آغاز و پايان درسش واعظى بر منبر مىشد و روضه مىخواند . گاهگاه در اثناى درس گفتن قهوه يا چاى مىنوشيد و نان روغنى يا شيرينى مىخورد . خانهء مجلل و كالسكهء شخصى داشت و سفره‌اش هميشه رنگين بود . او بر اين اعتقاد بود كه علما بايد شاگردان خود را به اقتضاى زمان درس بياموزند و پرورش فكرى دهند ، و ملاى سى سال پيش به درد نمىخورد . شيخ فضل اللّه در فتوا دادن به حق و ناحق سخت دلير و بىهراس بود ، و گاه در اين كار چندان گستاخى و بيباكى مىكرد كه مايهء شگفتى پيروانش مىشد ؛ و دشمنانش براى خوار كردنش بهانه مىيافتند . از جمله زمانى كه مظفر الدين شاه به اروپا رفته بود ، به دستور محمد على ميرزاى وليعهد كه نيابت سلطنت داشت ، و پادرميانى سعيد السلطنه رئيس نظميه شكوه الدوله ششمين دختر شاه را كه زن موقر السلطنه بود بىرضاى زن و شوهر طلاق داد و چون اين جدايى
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 290 | اقبال يغمايى