راپورت سلخ شهر رمضان المبارك 1324 ( نمرهء 73 ) « 1 »
آقا سيد جمال واعظ در مسجد ميرزا موسى صحبتهايى كرد تمام مشعر بر دعاگوئى ذات اعليحضرت اقدس شهريارى ارواحنا فداه ، و تمام مشعر بر مذمت و بدگويى وزرا و اجزاء و كارگذاران دوائر دولتى . و اسما و رسما به شاهزاده عين الدوله و به ميرزا على اصغر خان خيلى بدگويى كرد ، كه باعث خرابى مملكت ايران شدند ، و تمام جواهرات و وجوهات خزانه را به اسم ديگران و مخارج بردند و خوردند و آتش زدند و هى خرج تراشيدند . سلطان بيچاره قرض كرد و داد ، و باز كفايت نكرد ، و آنچه را كه توانستند سلطان اسلام را دوشيدند و به خاك سياه نشاندند ، و از مجلس عدالت و تفويض امور مملكت از طرف اعليحضرت اقدس شهريارى به عموم ملت و مجلس ، زياده از حد دعا كرد ، و مردم كردند ( ؟ ) كه مملكت از دست رفت . اين سلطان ما يك نفر است ، چه بكند با اينهمه گرگهايى كه دورش را گرفتهاند . پس بياييد شما مردم از زن و مرد همراهى به اين شاه رؤوف مهربان بكنيد ، و راضى نشويد كه ناموس شما يك مشت مسلمان دست كفار بيفتد . بعد زنى بلند شد و به زبان فصيح حرف زد و نتيجهاش گفت كه من يك زن هستم و هزار تومان مىدهم و هزار زن ديگر در اطاعت من هستند ، و ايشان هم به من گفتند به شما عرض كنم كه آنها هم يكى صد تومان الى هزار تومان مىدهند « 2 » بعد در اين مقام مردم خيلى گريه كردند و معدودى هم غش كردند . زن ديگر بلند شد و كاغذى داد كه آن هم مشعر بود بر دلسوزى سلطان و خرابى مملكت .
محض اطلاع عرض شد انتظام العلما دعاگوست
* * *
راپورت محلهء سنگلج ، چهارشنبه يازدهم شوال 1324
دو ساعت از شب رفته جناب آقاى مشير السلطنه خدمت حضرت اقدس و الا آقاى نايب السلطنه مىروند به اتفاق حضرت و الا توى درشكه نشسته به طرف ميدان توپخانه مباركه مىروند . چاكر هژبر السلطنه .
حضرت طبيعين و جمهوريين تمام مظالم و مفاسد مملكت را بواسطهء وجود اتابك و ثانيا به واسطهء نفاق شيخ فضل اللّه حمل مىنمايند كه شيخ فضل اللّه محرك مستبدين ملت است ، كه مردم هرشهر و دهى را تحريك به طرف شدن با مجلس مىكند به صورت مذهبى ؛ و اتابك اعظم مستبدين دولتى را محرك مىشود در هرشهرى و دهى به صورت استبداد دولتى . و اينها دشمن دين ما هستند ، مملكت را از دست دادند . يكى از چهار نفرى كه مىخواهند بكشند
هامش
( 1 ) - از ميان راپورتها تنها راپورت انتظام العلما شماره دارد .
( 2 ) - گويا موقعى بود كه دولت ايران مىخواسته از ممالك خارجه قرض بكند و سيد جمال الدين و ملت بر ضد آن بودهاند .