دادند . بعد سيد جمال گفت وقت ندارم . آقا آمد منزل .
* * *
راپورت يوم جمعه 27 شوال المكرم 1324
ديشب گذشته كه شب جمعه بود در مسجد چالهحصار آقاى آ سيد محمد نماز را خواندند .
بعد از نماز آقا سيد جمال رفت به منبر ، وعظ كرد . مىگفت : اى مخلوق ، چند وقت مىباشد كه مىخواهم حرفى بزنم اما حالا ديگر خواهم گفت . اينقدر بدانيد كه عيسوى از ما بهتر مىباشد . محض اينكه آنها تماما از قول جناب پيغمبر ( ص ) رفتار مىكنند ، و ما نمىكنيم . آنها از روى قرآن كلام خدا رفتار مىكنند و ما نمىكنيم . اگر چنانچه از قول پيغمبر راه برويد حاكم را براى چه مىخواهيد . پادشاه هست ، باشد . حكومت و اداره براى چه مىخواهيد . پس لا بد از بس كه تقلب داريم بايد يا اينكه گرفتار حاكم باشيم يا گرفتار مذلت . اما چرا ؟ انشاء اللّه كارخانه باز مىشود ، همه راحت مىشويد ، بدانيد ، غير از پادشاه كه خداوند بر عمرش بيفزايد ديگر هيچكس را اعتنا نكنيد ، و هركس خواست به شما زور بگويد شما همه گلوى او را بگيريد بفشاريد كه تخم چشم او بيرون بيايد . نگذاريد به شما زور بگويند . آنوقت كه من مىترسيدم حرف بزنم ، وقت ديگر بود ، الحمد للّه ديگر ترسى از كسى ندارم .
* * *
راپورت سهشنبه دوم ذيقعده 1324
ديشب آقاى آقا سيد محمد در مسجد نماز خواند . بعد آقا سيد جمال رفت بالاى منبر موعظه فرمودند . بعد گفت : چوب و فلك در زمان معاويه و يزيد ولد الزنا برقرار شد . مردم مىگويند كه حضرت اقدس از براى علما كاغذى نوشته است . اى مخلوق ، چرا اينقدر دروغ پيش خود مىسازيد و مىگوييد ، و مردمان معزز محترم را تهمت مىزنيد و بىاحترامى مىكنيد .
همچو كاغذى كه شما مىگوييد از براى آقا سيد محمد و آقا سيد عبد اللّه نوشتهاند دروغ است .
همچو چيزى نيست . چرا افترا به مردمان محترم مىزنيد كه انشاء اللّه خداوند به بهتان شماها را گرفتار نمايد . صد هزار همچو مجلس اگر برپا بشود اين حركات شماها و اين ربا خوردن ، و اين بىرحمى شماها نخواهد گذاشت كه عاقبت كار به جايى برسد . اگر نگاه به پيشوا بكنى و عقب او را داشته باشى ، هيچوقت كارت عيب نمىكند . پشتاندرپشت آسوده است و كارت بىعيب مىشود . نه اينكه نگاه به فرنگيها بكنى ، به روى پول بدهى ميز و صندلى بخرى توى خانهات بگذارى ، يا تنگ با اسبابش را فراهم بياورى . مىگويى كه رفتم خانهء فلان فرنگى ، اين اسبابها را داشت ، من بايد داشته باشم ، بايد بدوى بركت از مال تو برداشته مىشود و آخر هم پول پيش فرنگيها خواهد رفت ، نه اين است كه ترا بگويم ، به آن بزرگترها هم مىگويم كه هميشه دنبال اسباب فرنگى مىگردند و اگر در تهران پيدا نشود مىفرستند از