واقعى باشد مىفرستند سرحدات ، رفع دشمن مىكند ، مواجب سرباز و قشون را پادشاه بايد بدهد نه از خودش بدهد ، از رعيت بگيرد ، اما تا رعيت امنيت نداشته باشد نمىتواند ماليات بدهد . امنيت از كجا پيدا مىشود ؟ از عدل . تجارهاى ايرانى چيزى كه ياد گرفتهاند دلالى جهت فرنگيهاست . از اين طرف براى روسيها ، از آنطرف با انگليسيها . جلد جلد مال التجاره فرنگ مىآورند - مسلمانان اين وضع مسلمانى است كه ما داريم ، خاكبرسر ما ، اى آقازادهها ببينيد ، ياد بگيريد ، يك نفر آقازاده الساعه تقريبا پنجاه نفر را به كار وادار كرده است .
آ سيد صادق ، پسر جناب آ ميرزا سيد محمد ، كارخانه باز كرده است ، كتانبافى . مگر شماها سر علف جويدهايد ، اى هوار ، همراهى بكنيد ، با هم مواسات بكنيد ، مثلا مردم مىگويند اين سيد خر چه حرفهايى مىزند ، من نمىترسم ، و آنچه نبايد بگويم مىگويم . اينهايى كه مىروند بالاى منبر عرفانبافى مىكنند ، مردم يك حرفى بزنند كه فائده به حال دولت و ملت داشته باشد . صحبت خيلى ، بعد دعا به وجود مبارك اعليحضرت همايونى . محض اطلاع عرض شد .
چاكر عباسقلى
* * *
راپورت محله بازار ، به تاريخ چهارشنبه 26 رمضان المبارك 1324
مسجد مرحوم موسى : جناب آقاى شيخ العراقين امام جماعت بودند . بعد از فريضهء ظهر و عصر جناب آقاى آقا سيد جمال به منبر رفته ، جمعيت كثيرى در مسجد جمع شده بودند كه از كثرت جمعيت راه بند آمده است ، درب مسجد را بستهاند .
امروز صحبت مىكرد از دست تجار . زياد شكايت داشت . كه تجار اهل ايران غيرت ندارند ، چرا بايد در ايران هيچ كارخانه نباشد ، آنقدر مردمان گدا داشته باشد ؛ در كار تجار و كمپانيها حميت بنمايند كارخانجات و مدرسه بسازند از براى بيكارها و اطفال مردم خوب است ، چرا بايد دولت ايران قشون و سرباز نداشته باشد . دولت چه كند ، تمام پول دولت را بىمعرفتها و خدانشناسها بردهاند كه دولت را صاحب كلى قرض كردهاند . رعيتهاى اين مملكت غيرت ندارند ، تصور نماييد مردمان تبريز چگونه غيرت دارند . يك نفر مجتهد و حجة الاسلام حكم ناحق كرد ، همت كردند از شهر تبريز بيرونش كردند . ولى مردمان ايران ، روزى سى تا حكم ناحق حجة الاسلامها مىدهند هيچ نمىگويند . چرا آنقدر از ظلم و تعدى خوشتان مىآيد ؟ حكايت ماها مردمان به مثل آنست كه در زمان فرعون ملعون آنهمه ظلم كرد آخر الامر خداوند عالم به واسطهء يك نفر زن حامله كه فرعون را نفرين كرد ديديد چه بلاها بر سرش آورده ، حالا ماها مردمان بيچاره آنقدر به درگاه خداوند ناله مىكنيم تا داد ماها را از اين مردم ظالم بگيرد .
بعد روضه خوانده ، بعد گوشه زد كه پادشاه بايد عادل باشد . هرگاه سلطان شب و روز عبادت خدا را بنمايد ، اگر رعيتپرورى نداشته باشد ، آن عبادت هيچ است . پادشاه بايد عدالت داشته باشد ، بهتر از اين است كه عبادت نمايد . بعد دعاى بسيار به قبله عالم و اركان