تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
آنچه اصل اصل اصل است آن بجا است * آن نگفتم آنچه گفتم فرعها است
گر بگويم آن بلغزد پاى تو * ور نگويم هيچ از آن واى تو
گر بگويم آنچه دارم در درون * بس جگرها گردد اندر حال خون
آن مطلب كه اصل است آن همان آيه‌ايست كه اول مجلس خواندم اعوذ باللّه من - الشيطان الرجيم .
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
اين آيه در سورهء مباركهء نساء است ، آيه 65 . ايها الناس ، تا معنى اين آيه در ايران رواج نيابد و به معنى اين آيه تمام خلايق عمل نكنند ، محال است كار ايران درست شود ، و محال است كه ما وزارت عدليه داشته باشيم . ظاهر معنى آيه اينست كه پس به حق پروردگار تو اينها مؤمن نيستند مگر وقتى كه ترا كه پيغمبر منى حاكم قرار بدهند در هرمطلبى كه خلاف شود ميان آنها يعنى غير از حكم پيغمبر كه همان حكم خدا و قرآن است احدى در ميان مردم نتواند حكم كند . يعنى در تمام ايران يك نفر قاضى پيدا نشود كه از پيش خود و به ميل خود حكم كند يعنى حكم به غير ما انزل اللّه بدهد مىدانى مىخواهم چه عرض كنم ؟ عرض مىكنم تا قاضى و ملا خاطرجمع است كه هرحكمى بكند حقا ام باطلا احدى نيست مؤاخذه بكند محال است كار ايران منظم شود .

بقيهء مواعظ آقاى آقا سيد جمال الدين « 1 »

اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم . بعد الحمد للّه و الصلاة قال اللّه تعالى فى محكم كتابه الكريم اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
اين آيه در سورهء نساء است آيه 65 . در سابق هم قدرى اشاره كرديم كه تمام صدمات و زحمات ما ايرانيهاى ضعيف بيچاره به واسطهء اينست كه ما به قرآن عمل نمىكنيم ، يعنى به قانون عمل نمىكنيم و هرطبقهء از ما مردم از براى خودمان قانونى داريم غافل از اينكه حكم اللّه دربارهء تمام مردم از شاه تا گدا يكسان است . ظاهر همين آيه وافى هدايه اينست كه پس نيست چنين قسم به پروردگار تو ايمان نمى - آورند ، مگر وقتى كه ترا حاكم قرار بدهند در كارهاى خودشان و به تمام احكام تو كه از جانب خداست راضى باشند . و تسليم بكند ارادهء خود را در نزد ارادهء پروردگار خود . يعنى مثلا شخصى كه زنا كرد و مرتكب اين معصيت شد اگر راست مىگويد و مسلمانست بايد خودش را با كمال ميل و رغبت حاضر كند از براى اجراى حدود الهى يعنى قبول قانون كند و از قانون سرنپيچد نه اينكه هركجاى قانون كه براى او منفعت دارد قبول كند اما هركجا كه ضرر دارد
هامش
( 1 ) - شماره 30 مورخ دوشنبه 22 ذىحجه 1325 . در شماره 29 مواعظ سيد جليل درج نشده ، از اين جهت از آن نقل نشد .