بزنيد هريك از آنها را يك صد تازيانه و نبايد كه بگيرد شما را نسبت به آن دو رأفت و شفقتى در دين خدا اگر راست مىگوئيد و ايمان به خداوند و روز قيامت داريد . علاوه بر اين ملاحظه كنيد خدايى كه غفور است ، خدايى كه ستار است ، خدايى كه پردهپوش است ، خدايى كه پرده پوشى را دوست مىدارد بعد از اين مىفرمايد
وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
يعنى بايد در وقت حد زدن جمعى از مسلمانان بيايند و با چشم خودشان ببينند كه چگونه حدود الهى جارى مىشود . معلوم است وقتى كه جمعى ديدند هم خودشان مىترسند و مرتكب معصيت نمىشوند ، هم براى ديگران حكايت مىكنند . پس معلوم شد كه مجازات چقدر لازم است . ولى با هزار افسوس عرض مىكنم اين ايام به كلى مجازات از ميان رفته است . هرگونه مقصر باشد به هيچ وجه كسى كارش ندارد . آدم مىكشند ، دزدى مىكنند ، باعث فتنه و فساد مىشوند ، هركارى بخواهند مىكنند و احدى در مقام مؤاخذه و مجازات و اجراى حدود الهى برنمىآيد . نمىدانم اين درد را به كجا ببرم ، با كه بگويم كه مرد مسلمان را در ميدان قطعهقطعه كردند ، چشمش را با قلمتراش بيرون آوردند ، احدى تقاص نكرد . شب ريختند خانه يك نفر تاجر محترم فارسى فريدون رئيس اداره جهانيان از پهلوى عروسش كشيدند و كشتند احدى تقاص نكرد .
اى دادوبيداد ، اى دريغ و افسوس ، تف بر اين مسلمانى ما ! تف بر اين غيرت و شرف و ناموس ما ! خدا شاهد است صفحات تاريخ ايران را اين اعمال و اين اشخاص ملوث كردند . اى پروردگار من ، اى پيغمبر خاتم ، اى امام زمان عليه السلام ، شما را به شهادت مىطلبيم كه ما ايرانيها بيزاريم از اعمال اين پستفطرتان و ديوسيرتان . خوب ، حالا مىگوييد اى كاش ما مصدر كارى بوديم تا تقاص مىكرديم و طلب خون اين بيچارهها را مىنموديم . من يك عرضى مىكنم كه بدانيد شما هم تقصير داريد ، آخر اى مردمان بدبخت جاهل بيچاره ، شما اقلا قرار بگذاريد اين اشخاصى كه در ميدان توپخانه بودند از سيد و ملا و معمم و روضهخوان و امام و امام جماعت و غيره بعد از اين با اينها مراوده نكنيد ؛ در كوچه مىبينيد سلام نكنيد ؛ خانهء آنها نرويد ، نماز عقب سرشان نخوانيد ، مرافعه در خانهء آنها نبريد . بالاخره بهيچوجه من الوجوه با آنها مراوده نداشته باشيد . اينكه مىگويم اين دستور العمل خدا و پيغمبر صلواة اللّه عليه است در قرآن ، بموجب اين آيه كه الان براى شما تلاوت مىكنم در سورهء توبه آيهء 118 اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم
وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ،
شأن نزول اين آيه چنانچه امام فخر رازى در تفسير كبير و مرحوم فيض در تفسير صافى و ساير مفسرين از علماى خاصه و عامه مىنويسند
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
بقيه از شمارهء گذشته
اگر در سلسله علما اعلام كه پيشوايان ملت و نواب امام عصرند يك نفر مثل شيخ عيده شود ما ملت نبايد قلوبمان از نوع منزجر و خاطرمان از همگى مكدر شود . در هردوره و زمانى