رد كند . اين نمىشود . امروز هم همان قسم است . مشروطه و مجلس خوب است پس هركس كه ايرانى است و اين مجلس را قبول دارد بايد تمام احكام و قوانين موضوعهء در اين مجلس را هم قبول داشته باشد نه اينكه هركجا برايش منفعت دارد خوب است ، همين كه برايش ضرر دارد بگويد من اين امر را قبول ندارم . اين نشد . اين خلاف قرآن است . خدا مىفرمايد :
ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ .
آخر آقا جان ، تمام ما ايرانىها از وضيع و شريف در مقام خود ظالم بوديم ، و از حدود پروردگار خودمان كه قانون باشد تجاوز ورزيده بوديم . الا ما شذوندر كه بسيار قليل بودند . حالا وقتى كه بنا شد همه از روى قانون واحد كه همان قرآن است عمل كنيم ، آنوقت مىبينى كه همهكس فريادش بلند مىشود . حالا يك مثالى براى شما بزنم . يكى از كارهاى مجلس مقدس شوراى ملى حكايت كسر حقوق و تعديل بودجهء مملكت است كه در واقع مىتوانيم ادعا كنيم اين كار مجلس از تمام كارهايش بالاتر است و فائدهء اين كار بيشتر از آن است كه محتاج به شرح و بسط باشد . چونكه اين مطلب واضح است كه خرابى هر مملكتى يا هرشخصى به اين است كه خرجش از دخلش بيشتر باشد و مخارج ايران به واسطهء بىمبالاتى وزرا و مستوفيان شش كرور تومان از دخلش علاوه بود . حالا شما خوب مىفهميد مملكتى كه امسال شش كرور كسر بودجه دارد ، سال دوم ده كرور مىشود ؛ سال سوم پانزده كرور مىشود ؛ سال چهارم بيست كرور ، سال پنجم حساب تمام است . حالا بعضى اشخاص كه از حقوقشان كسر شده است دشمن مشروطه و مجلس مقدس شوراى ملى شدهاند .
پس معلوم شد كه ما مسلمانها بمضمون قرآن كه كلام پروردگار ماست رفتار نمىكنيم مطلب ديگر حكايت قصاص و مجازات است . ايها الناس ، من به شما صريح عرض مىكنم اگر مجازات و مكافات نباشد هيچ كار ما درست نمىشود . به زبان فارسى پاداش نيكى و كيفر بدى هركس كار بد كرد مجازات و كيفر ببيند و هركس خوبى كرد مكافات و پاداش ببيند .
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
معنى اين آيه معلوم است كه اگر كسى به قدر ذرة المثقالى عمل نيك ازو سر بزند جزايش را مىبيند و همين قسم اگر به قدر ذرة المثقالى كار بدى بكند جزايش را مىبيند . ايضا در سورهء انبياء آيهء 47 مىفرمايد
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ .
ظاهر آيهء معنيش است : و مىگذاريم ترازوهاى عدل را در روز قيامت ، و ظلم كرده نمىشود احدى و اگر بوده باشد به وزن يك حبه و يك دانه از خردلى مىآوريم آن را و بس است خداوند از براى حساب .
آقا جان من ، اين مطلب گمان مىكنم اصلا محتاج به دليل نبوده باشد كه نظم مملكت بدون مجازات محال است . خداوندى كه اينقدر مهربان و رحيم است بعد از آنكه مىفرمايد زناكننده و زنادهنده را البته بايد يكصد تازيانه بزنيد ، بعد مىفرمايد البته نبايد كه بگيرد شما را با آن دو رأفت و رحمتى در دين خدا . خوب است خود آيه را بخوانم . در سورهء مباركه نور است آيهء دوم :
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
يعنى زن زنادهنده و مرد زناكننده را پس