در تمام طبقات و طوايف هستند اشخاصى كه هميشه بدنامكننده نوع و مضيع سلسلهء خود بودند .
اگر در ميان سلسلهء جليلهء علماء اين نوع اشخاص نباشند اخبار و احاديثى كه از ائمهء اطهار در بارهء علماء سوء رسيده و بيان حال آنها را فرموده و مردم را از اطاعت آنها نهى كرده بلكه امر به احتراز از آنها شده بىموضوع و محل مىماند . طبيعى است كه اين نوع اشخاص در هر دورهء بايد باشند . اگر جناب شيخ مدعى شوند كه در اصل مطلب يعنى در اينكه از ائمهء اطهار اخبار صحيحه در مذمت علماء سوء رسيده و آنها را بدترين تمام ناس شمرده من حرفى ندارم ؛ اما از كجا كه من داخل در اين جمع باشم عرض مىكنم از وقايع مدت توقف در حضرت عبد العظيم و نسبتهاى غير مشروعه و غيره گذشتيم با اين قضيه چه كنيم كه جنابعالى وقتى از حضرت عبد العظيم آمديد در محضر خودتان كه اقلا پنجاه نفر حاضر بودند از ميان دو لب بزرگوارتان فرموديد ما مقاصدى داشتيم از مهاجرت و او اين بود كه حدود مجلس و مجلسيان را معين كنيم ، و الحمد للّه انجام گرفت . از مجلس سئوال كرديم آنها هم جواب دادند و آن سئوال و جواب را هم در مطبعهء مخصوص خودتان چاپ و منتشر گرديد . آيا در اين قضيه چه مطلبى شما را وادار كرد كه مجددا در توپخانه حاضر شده و تن به وقوع اين منهيات بدهيد و ساكت نشسته بلكه امداد آنها را هم بكنيد . اگر شما توپخانه نبوديد سيد على يزدى و اكبر شاه از كجا اينطور متجرى مىشدند و امر به قطعهقطعه كردن جوان مسلمان مىنمودند كه الان مادر او از مفارقت پسرش ديوانه شده ، و جگر تمام مسلمانان را كباب كرده . خوب است اندكى در اين مطالب فكر و تأمل كنيد و خود انصاف دهيد آيا اين قضيهء تاريخى از صفحهء روزگار محو خواهد شد ؟ فرض مىكنيم كه به امر شما يا غير شما مجلس شورى را هم به توپ مىبستند و تمام وكلاء را مىكشتند آيا شما به رياست اوليهء خود نايل مىشديد ؟ نه باللّه ، آيا از زمانى كه شما از حضرت عبد العظيم مراجعت كرديد تا اين زمان هيچوقت مجلس از حدود خود تجاوز كرده بود ؟ آيا يك كلمه خلاف شرع صحبتى نموده بود ، پس ما ملت چطور خود را راضى كنيم و اين مطالب را صرفنظر نمائيم و ببينيم وقتى آن بدن قطعهقطعه را دار زدند در ميدان تمام فرنگيها و ارمنيها به تماشا مىآمدند و از سبعيت و وحشىگرى ايرانيها تعجب مىنمودند . آيا اين شرط اسلاميت است ؟ و اللّه اركان اسلام از اعمال و افعال شما متزلزل شد ، روح اسلاميت از رفتار شما منزجر و متنفر گرديد .
قلب امام عصر از سيئات كردار شماها به رنجش درآمد اما مجلس در اين مدت به غير از رفع ظلم و اغاثهء مظلومين و تصحيح و تعديل ماليه ، و خرج و دخل دولت و مملكت و رفع دزديهاى چندساله كه هركس به اسمى و رسمى خون اين ملت بىچاره را مكيده بودند و براى خود حقوق درست كرده بودند ، آن هم از اشخاصى كه تمام ملت مىدانند چقدر مال ملت را خرج لهو و لعب خود كردند حتى خودشان هم با كمال رضايت و ميل و رغبت از مجلسيان تشكر دارند كارى كرده بود يا بعد از اين خواهد كرد كه شماها باز به مردم مىگوييد خر شويد و حرف ما را بشنويد ! اين مطلب غيرممكن است كه ديگر از حس ملت جلوگيرى كرد ، و گفت با داشتن چشم و گوش كور و كر ، و با بودن ادراك و شعور خر شويد و اطاعت ما را بكنيد .
بالاخره مقصود اين بود كه ملت سيئات افعال و اعمال اين اشخاص را ابدا نظر نداشته
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: اقبال يغمايى
ص٢٠٩