تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
على براى چه بوده است ، و مأموريتش در دار دنيا چه بوده است . من براى شما عرض مىكنم تمام شئونات اين على عليه السلام در اين بوده است كه امام و خليفهء پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و نوكر در خانهء پيغمبر بوده است . ( انا عبد من عبيد محمد ) پس على نوكر پيغمبر شد . حالا برويم بر سر پيغمبر صلوات اللّه عليه . اين مرد بزرگوار كه ما جماعت شيعه خيلى كم از خصائل و حالات اين بزرگوار خبر داريم و اصلا نشده است كه شرح زندگانى پيغمبر خودمان را بدانيم يا يك كتاب مخصوصى در اين باب پيدا كنيم و بخوانيم ، يا غزواتى را كه در مدت ده سال اين بزرگوار به نفس نفيس خودش تشريف برده است مستحضر باشيم . از تمام غزوات اين حضرت كه از هشتاد متجاوز است همان قلعهء خيبر و كشتن عمر و عنتر را مىدانيم . چونكه اينهم تعلق به امامت دارد . خدا شاهد است از براى ما مسلمانها گمان نمىكنم هيچ كتابى و هيچ تاريخى و هيچ موعظه‌اى آنقدر نافع باشد كه مطالعه در حالات و سيرهء پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و اصحاب آن حضرت ، و جنگهاى مسلمانان ، چه در زمان آن حضرت ، چه در زمان خلفاى راشدين ، كه اينها چگونه بدون اختلاف كلمه و بدون من و تو ، و بدون ملاحظه آقا نوكرى ، و بدون تقلب ، همه با كمال الفت و محبت و چسبندگى پشت‌به‌پشت هم نقطهء نظرشان مصروف يك كلمه بود ، كه اسلام باشد .
الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
« 1 » در برابر دشمن از آهن و فولاد سخت‌تر بودند ، در پيش خودشان و ضعفاى ملت دلهايشان از موم نرم‌تر بود :
أَشِدَّاءُ عَلَى - الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ .
« 2 »

بقيهء مواعظ آقاى آقا سيد جمال الدين از شماره 26 « 3 »

متفق بودند يك گوهر همه * بىسر و بىپا بدند آن سر همه
مجتمع بودند همچون آفتاب * بىگره بودند و صافى همچو آب
جان گرگان و سگان از هم جداست * متحد جانهاى شيران خداست
بارى ، حالا باز ما مسلمانها اصلا فكر نمىكرديم ، يعنى ظالم نمىگذاشت كه فكر كنيم كه اين پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در دنيا چه شغلى داشت ؛ مأموريتش چه بود ؛ از نزد خدا براى چه آمده بود . اين بزرگوار و اين شخص محترم در هزار و سيصد سال قبل در زمانى كه مردم دين خدا را فراموش كرده بودند و هركس به هواى نفس خودش از براى خودش خدايى درست كرده بود ؛ مشركين عرب سنگهايى را از روى تقليد كلدانيين و صابئين مىپرستيدند ، يعنى واسطه ما بين خود و خداى ناديده قرار داده بودند . يهود و نصارى به كلى دست از حقيقت دين حضرت موسى و عيسى برداشته ، فقط خود را مطيع و منقاد علماى خودشان قرار داده بودند همچنانكه صريح آيهء قرآن است در سوره توبه آيه ( 31 )
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ
هامش
( 1 ) - آيهء 4 سورة الصف ، سورهء 61 . ( 2 ) - آيهء 29 از سورة الفتح ، سورهء 48 . ( 3 ) - شمارهء 27 مورخ دوشنبه 24 شوال 1325 .