استثنا ، كوچك و بزرگ ، آقا و نوكر ، سلطان و رعيت ، شاه و گدا ، عالم و جاهل ، غنى و فقير ، عادل نشويم و از ظلم پرهيز نكنيم كار ما درست نمىشود ، و دست ظالم از سر ما كوتاه نمىشود .
نه اينكه ما به زبان بگوئيم ظلم بد است ، و ما عدالت مىخواهيم و ما مجلس شوراى ملى مى - خواهيم ، اما تمام افراد خودمان شب و روز در حق يكديگر ظلم كنيم .
ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند * بانگ و فرياد برآرى كه مسلمانى نيست
بصريح همين آيه كه قبلا عرض كردم و كذالك نولى بعض الظالمين بعضا و بصريح اين آيه كه در سورهء جاثيه است :
وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
« 1 » رعيتى كه خودشان ظالم هستند نمىشود سلطانشان در حق آنها عدالت كند ؛ رعيت ظالم استحقاقش سلطان و حاكم ظالم است .
اما وقتى كه يك ملتى تماما يعنى اغلب افراد آن ملت عادل شدند و در حق يكديگر به طريق عدل رفتار كردند ، و پى به حقوق ملى خودشان بردند ، و در صدد ايذاء و اذيت يكديگر برنيامدند ، و به طريق اتحاد و اخوت و برادرى باهم رفتار كردند ، محال است آنوقت سلطان ظالم بر سر آنها مسلط شود .
بقيهء مواعظ جناب آقا سيد جمال الدين « 2 »
( اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم )
( بسم اللّه الرحمن الرحيم )
الحمد للّه رب العالمين و صلى اللّه على محمد و آله الطاهرين و بعد فقد قال اللّه تعالى :
يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ .
« 3 »
عرض كردم تمام سعادت دنيا و آخرت ما مسلمانها در اين است كه قبول كنيم احكام قرآن را ، و اطاعت كنيم اوامر و نواهى قرآن را ، و مجرى بداريم قوانين قرآن را . مثل اينكه تمام خرابى كار ما مسلمانها از اين جهت است كه عمل به احكام قرآن نكرديم . آنقدر قرآن را متروك داشتيم كه علاوه بر اينكه قرآن را به مضمونش عمل نمىكنيم اصلا معنى قرآن را نمىدانيم ، و همان مصداق فرمايش پيغمبر ما است صلى اللّه عليه و آله كه فرمود :
سياتى زمان على امتى لا يبقى من الاسلام الا اسما و لا من القرآن الا رسما
شما ملاحظه كنيد از غايت ظلم و استبداد و بدبختى و جهل در واقع معنى قرآن و مقصود پيغمبر ما صلى اللّه عليه و آله بيشتر از سى چهل سال بعد از وفات پيغمبر ما صلوات اللّه عليه در ميان مردم شايع نبود . يعنى همان صدر اسلام كه هنوز آن دين خالص خدايى و آن قانون تابناك اسلامى دستخوش اغراض شخصى و هواجس نفسانى اين و آن نشده بود . همين كه دوره
هامش
( 1 ) - آيهء 19 سورة الجاثيه سورهء 45 .
( 2 ) - شمارهء 26 مورخ جمعه 15 شوال 1325 .
( 3 ) - آيهء 57 از سورة يونس سورهء 10 .