تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
اين مطالبى كه من مىگويم از خود نمىگويم . علامه مجلسى اعلى اللّه مقامه در جلد اول بحار مىفرمايد : شيخ صدوق محمد ابن بابويه در كتاب خصال مىفرمايد صنفان من امتى اذا فسدا فسدت امتى و اذا صلحا صلحت امتى ، يعنى دو طايفه هستند از امت من كه اگر اين دو طايفه فاسد شدند بعبارة اخرى خود راى شدند ، و از فرموده من تجاوز كردند ، امت من فاسد خواهد شد . و هرگاه اين دو طايفه خوب شدند امت من خوب خواهد شد ، اى داد ، اى داد ، كه ظلم و استبداد چنان ما ايرانيان را فراگرفته بود كه از كلمات پيغمبر صلى اللّه عليه و آله هم خبر نداشتيم . طايفهء اول امرا هستند يعنى سلاطين جابره بودند يا مستبده . اين سلاطين كه ما تا پارسال داشتيم آنها سلاطين جابره بودند . اينها بودند كه در هردقيقه هرحكمى كه مىخواستند پيش خود در حق ما مىكردند . پس معلوم شد كه يكى از آن دو دست سلاطين جابره و مستبده بودند اين يك دست اگر تنها بود هيچ نمىتوانست بكند ، و چشم شما را نمىتوانست ببندد . اين دست در هرزمانى و هردوره تا با دست ديگر متحد و متفق نمىشدند بر ما مسلمانها مسلط نمىشدند . يزيد بن معاويه اگر خودش تنها بود هرگز جرأت نمىكرد اقدام بر قتل حضرت سيد الشهداء نمايد . هارون الرشيد اگر تنها بود حضرت موسى بن جعفر را نمىتوانست شهيد كند . ايها الناس ، بدانيد كه اين يك دست هروقت ظلم كرد به واسطهء اتحاد با دست ديگر بود . طايفهء دويم علما هستند كه اگر اين طايفه هم فاسد شدند عالم فاسد مىشود . اى مسلمانها ، درست گوش بدهيد ! مجتهد جامع الشرايط نايب امام است ، و بعد از امام از تمام مردم افضل و اجل شانا هست اما همان خدا و همان پيغمبرى كه فرموده است علماء امتى افضل من انبياء بنى اسرائيل يعنى علماء امت من بهتر از انبياء بنى اسرائيل هستند ، همان خدا هم فرموده : بدترين مردم علماء سوء هستند . يعنى مجتهد غير عادل . يعنى مجتهدى كه با سلطان و حاكم دستش را يكى كند و مسلمانها را بچاپند . اى مسلمانها ، تمام ظلمهايى كه اين حاكم‌ها در ولايات مىكردند نبود مگر به واسطهء اتحاد آنها با اين عالم‌نماها . وقتى كه وارد مىشدند فورا آقا مىآمد ديدن حاكم ، حاكم هم آنچه كه بايد به او بگويد مىگفت . او هم هردستور العملى كه داشت به حاكم مىداد ؛ آن‌وقت شروع مىكردند به چاپيدن مسلمانها . همين‌طور نبود شما را به خدا ؟ اين‌طور نبود ؟ و الا حاكم كجا جرأت مىكرد تسلط بشما پيدا كند . پس معلوم شد كه تمام ظلمهايى كه در ايران و در ممالك اسلامى واقع مىشود به واسطهء اتحاد اين دو دست بود و اين دو دست با يكديگر متحد و متفق بودند ، تا پارسال كه خداوند عالم مقدر فرمود از نظر عنايت حضرت حجة عجل اللّه فرجه اين دو دست از يكديگر جدا شدند ، و گفتند سلطنت مستبده غلط است ، سلطنت بايد مشروطه باشد . يعنى در تحت قانون باشد . آنچه كه قانون حكم مىكند بايد اجرا شود بسته به ميل پادشاه و حاكم و صدراعظم نيست . اى بيچاره‌ها ، آيا نظرتان مىآيد كه اين صدر اعظم‌ها چه مىكردند در مملكت شما ؟ فعال ما يشاء بودند . از هركس هرچه بخواهند بگيرند ، بهر كس هرچه بخواهند بدهند ، از حاكم صد هزار تومان بگيرند به اسم شاه ، و او را مأمور فلان شهر اصفهان يا شيراز مىكردند . اين حاكم هم كه صد هزار تومان مىداد مىخواست دويست