بندگان خودش حقوقى معين فرمود ، و تا زمانى كه عالم به حقوق خود نشوند و حقوق خود را استيفاء ننمايند ، از مراتب انسانيت و كمالات بشريت محروم خواهند ماند ، و هم چنان كه عرض كردم حقوق اقسامى دارد ، از جمله اين است كه كسى نتواند بر شما حكمى بكند و براى شما قانونى به ميل و غرض شخصى خود مقرر دارد ، و شما اهل ايران تا پارسال گذشته عالم به حقوق خودتان نبوديد و تصور مىكرديد كه هرحكمى دربارهء شما بشود لازم الاطاعه است خواه حكم به حق يا به غير حق ، و چنان چشم شما را بسته بودند و گوش شما را پنبه گذارده بودند ، زبان شما را بريده بودند ، كه نه چشمتان مىديد و نه گوشتان مىشنيد . اگر در ميانهء شماها هم يك نفر پيدا مىشد و مىگفت به چه جهت و از چه جهت و از چه راهى و به چه حقى ما مردم را عبد خود مى دانيد و هرچه مىخواهيد به سر ما مىآوريد ، فورا مفقودالاثر مىشد ، و شما كه فردا مىديديد يا مىشنيديد ابدا نمىفهميديد كه اين رفيق ما را براى چه بردند . مگر چه گفته بود . شما را به خدا آيا غير از اين بود كه عرض مىكنم . ايها الناس ، قدر امروزه را بدانيد فكر گذشتههاى خود را بكنيد و تصور ايام گذشته را بنماييد ، چه روزگارى داشتيد ! چه اوضاعى بود ؛ در مملكت هرچه مىخواستند از شما مىگرفتند . آيا مىدانيد كه آنها كه چشم و گوش شما را بسته بودند كى بودند ، البته تا حال فهميدهايد . ولى اگر نمىفهميدهايد براى شما عرض بكنم . دو دست بود در ايران كه وقتى اين دو دست باهم متحد مىشد و اتفاق مىكردند چنان چشم و گوش شما را مىبستند ، و آنچه كه تصور مىشد در حق شما مىكردند ، و شماها جرأت اظهار و ابراز نداشتيد .
بلكه مىخواهم عرض كنم اگر كسى به تاريخ و اخبار و احاديث امعان نظرى نمايد يقين خواهد كرد كه از بعد از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله هرظلمى كه در عالم واقع شده به واسطهء اتخاذ و يكى شدن اين دو دست بود . اما هزار افسوس كه شما نمىفهميديد ، مثلا شايد هركدام شما هزار مرتبه روضه سيد الشهداء را شنيدهايد و ظلم يزيد بن معاويه عليه اللعنه را شنيدهايد ، و گريه كردهايد ، اما نفهميدهايد كه براى چه اين ظلم در عالم واقع شد . حضرت موسى ابن جعفر صلوات اللّه و سلامه عليه را هفت سال در زندان حبس كردند و روضهخوانها براى شما روضه آن حضرت را مىخوانند شما مىشنويد و گريه مىكنيد . اما علت اين ظلم به اين بزرگى را تصور نمىكنيد . آيا شما برادران من و شما خواهران من چند مرتبه شنيدهايد كه شمر و ابن زياد پاهاى حضرت امام زين العابدين صلوات اللّه و سلامه عليه را زير شكم شتر بستند و متصل قوى سرتان زدهايد ، اما يك مرتبه خيال نكردهايد كه باعث و سبب اين ظلمها چه بوده ، البته معلوم است نمىگذاشتند شما قوه مميزه پيدا كنيد ، از حقوق خود با اطلاع باشيد . اگر شماها عالم مىشديد و مىدانستيد كه هيچكس حقى ندارد بر ديگرى ، مگر آن حقى را كه خدا و پيغمبر معين فرموده ، از كجا مىتوانستند در اين مملكت آنچه مىتوانستند بكنند ، آيا مىدانيد چه نوع ماليات از رعاياى بىچاره مىگرفتند ؟ البته ديدهايد يا اگر نديدهايد شنيدهايد كه در يك ده خرابى وقتى يك نفر مأمور از طرف حكومت مىرفت اين رعاياى بىچاره بايد براى اين مأمور پلو و چلو و مرغ حاضر كنند . قند و چائى و ترياك ، بلكه اين بيچارهها بايد آنچه كه خودشان در سال نخوردهاند براى او تهيه كنند . حتى مشروبات . اگر كه خيلى بىحيا و بىشرم بود توقعات
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: اقبال يغمايى
ص١٨٧