گذاشت كه شماها علم پيدا كنيد ، و معنى قرآن را بفهميد ؛ و آنهايى هم كه مىدانستند و حق آنها بود براى شما بيان كنند باز به واسطهء اتحاد همان دو دست كه سلاطين جابر و علماء سوء بودند ، بيان نمىكردند . در ميانه شماها اشخاص پنجاه ساله و هفتاد ساله هست ، هرگز شنيديد كه كسى برود بالاى منبر بگويد ايها الناس ، خداوند از براى تمام بندگانش حدى معين كرده ؛ حتى از براى شاه . او هم تكاليف معين و مخصوص دارد . فعال ما يشاء نيست هرگز شنيده بوديد يك نفر برود و بالاى منبر بگويد حجة الاسلام ولو اينكه نايب امام است و افضل از تمام ناس است ولى براى او هم خدا حدودى معين فرموده ، او هم بايد مطابق قانون رفتار كند .
پس چون از بعد از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله غير از زمان خلافت امير المؤمنين تا پارسال اين دو دست با يكديگر متحد و متفق بودند نگذاشتند شما بفهميد كه در قرآن تمام اين مطالب را نوشته و براى پيغمبر نازل شده ، كه شاه بايد چطور با رعيت سلوك كند ، وزير چه تكليفى دارد ماليات را چطور بايد گرفت ، و به چه مصرفى بايد رسانيد ؟ حجة الاسلام چهجور آدمى بايد باشد ، مجتهد جامع الشرايط كى است . اما از پارسال كه اين دو دست از يكديگر جدا شد ، كمكم معلوم شد كه قرآن منحصر به اين نيست كه فرموده باشد نماز بخوانيد و روزه بگيريد ؛ شراب نخوريد . در قرآن هم نوشته است ظلم نكنيد . بلكه ظلم را بدتر از هرمعصيتى فرموده . عقاب او را از هرمعصيتى زيادتر فرموده ، و فرموده است . اگر كسى نماز نخواند احتمال دارد من او را بيامرزم ، اما اگر كسى در حق ديگرى ظلم كرد از گناه او نمىگذرم . حالا آن مطالبى را كه نمىخواستند من و تو بفهميم امروزه در اين قانون اساسى نوشتهاند و چاپ كردهاند اين حديث كه مىخواهم عرض كنم در كتاب كافى است . شيخ كلينى قدس سره نقل مىفرمايد ؛ همين قدر كه گفتم شيخ كلينى ، ديگر كفايت مىكند . مىفرمايد : روز قيامت كه مىشود قرآن وارد محشر مىگردد با بهترين صورت از هرچيزى كه تصور كنى خوشگلتر . با جمالى زيبا كه تمام اهل محشر بر حسن و زيبايى او غبطه مىخورند و متحير مىشوند كه آيا اين مظهر كداميك از انبيا است . قرآن مىرسد به صف عباد ، يعنى آن اشخاصى كه در دنيا بندگى خدا را كردند ، عبادت پروردگار را نمودند ؛ از آنها رد مىشود ، مىرسد به صف شهداء ، از صف آنها هم مى گذرد بعد مىرسد به صف علما معلوم مىشود صف علما بالاتر از صف شهدا است ، البته بايد بالاتر هم باشد . عالم خيلىشان و مقام دارد . عالم آنكسى است كه خدا مىفرمايد در روز قيامت خون شهداء را با مركب علما موازنه و مقايسه مىكند . مركب عالم خيلى مقامش بالاتر از خون شهيد است : اذا قامت القيامه توزن دماء الشهداء مع مداد العلماء فترجح مداد العلماء . اما اين عالمى كه مركبش از خون شهيد بالاتر است نه هرعالمى است . خيال نكنيد هرچه ملا هست مركبش از خون شهيد بالاتر است . آن ملائى مركبش ارفع و اعلى مقاما از خون شهيد است كه وقتى با قلم و مركب خود نوشت : اليوم استعمال تنباكو و تتن در حكم محاربه با امام زمان است بواسطه اين دو كلمه كه شايد يك عشر گندم مركب به مصرف رسيد سى كرور ملت ايران را از چنگ دشمن نجات داد ، آن عالمى كه احكام شريعت را بنويسد ؛ آن عالمى كه حكم بما انزل اللّه بكند ؛ آن عالمى كه كتب علميه تصنيف كند ، آن عالمى كه جواب فتاوى مسلمانان را بنويسد .
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: اقبال يغمايى
ص١٩١