اى مسلمانها ، اين نوع علما در نزد خدا مقام و منزلت دارند نه هرملاى رشوهخوار حكم ناحق كن دنيادوست . پس قرآن رسيد به صف علما ، از صف علما هم مىگذرد مىرسد به صف اولياء . از آنجا هم مىگذرد تا مىرسد به صف انبيا ، در حضور حضرت ختمىمرتبت صلى اللّه عليه و آله عرض مىكند يا رسول اللّه من مىخواهم امروز از اهل قرآن شفاعت كنم . مىفرمايد برو در ميان مسلمانان از آنها شفاعت كن . عرض مىكند من آنها را نمىشناسم ، حضرت مىفرمايد آنها نشانى دارند . از نور پيشانى آنها را مىشناسى ، پس قرآن مىگويد من مىخواهم اهل قرآن را شفاعت كنم ، اهل قرآن كى است ؟ آيا شما مىدانيد اهل قرآن كه در روز قيامت قرآن از او شفاعت مىكند كى است ؟ آيا اهل قرآن آن كسى است كه در ماه رمضان يك قرآن خط ميرزا احمد نيريزى با كاغذ ترمه و جلد نقاشى و جلد ترمه همراه او بياورند در مسجد شاه ، روى قاليچه بنشيند ، يك جزو قرآن بخواند و برود ! نه معنى قرآن را بفهمد نه فايده قرآن خواندن را بداند .
آيا اينها اهل قرآنند ؟ اينها را قرآن شفاعت مىكند ؟ نه بىچاره ، اهل قرآن آنهايى هستند كه قرآن را بخوانند و به او عمل كنند . اهل قرآن آنها هستند كه در قرآن نوشته ظلم مكن ، قرآن را بخوانند و ظلم نكنند . اهل قرآن آنهايى هستند كه رشوه نگيرند ، مال يتيم را نخورند ، حكم ناحق ندهند ، تهمت نزنند ، غيبت نكنند . پس فهميديد كه اهل قرآن كى است . خداوند مىفرمايد كه من امروزه پنج چيز به اهل قرآن خواهم داد .
وعده وصل تو را غير به فردا انداخت * دارم اميد كه امروز بفردا نرسد
اى مسلمانها ، من مىگويم اگر شما در اين دنيا هم از روى قرآن عمل كنيد خداوند آن پنج چيز را در دنيا هم به شما مىدهد ، و چون به اين قانون اساسى عمل كنيد و احكام او را اجرا بداريد يقينا خداوند آن پنج چيز را به شما خواهد داد . پس چشمتان را باز كنيد ؛ گوشتان را باز كنيد ؛ درست گوش بدهيد ؛ بفهميد من چه مىگويم . فردا دشمنان من كه دشمن ملتند و دشمن حرف حق هستند ، طورى ديگر معنى نكنند براى شما . هرچه بيشتر به قرآن عمل كنيد روز به روز مملكت شما ترقى مىكند . اگر در مملكت ما به قرآن عمل كرده بودند و قانون مساوات و عدالت كه خداوند فرموده اجراء شده بود چرا ما بايد حالا ذليل فرنگيها باشيم ؟ ايها الناس ، بدانيد اين مساواتى كه من مىگويم همان مساواتى است كه خدا در قرآن فرموده ، و همان مساواتى است كه در قانون اساسى نوشته شده ، يعنى هركس دزدى كرد بايد دستش را بريد ، هركه مىخواهد باشد . وزير باشد ، امير يا شاهزاده باشد ، يا آقازادهء حجة الاسلام باشد ، يا صدر اعظم . اين حكم حكمى است كه در هزار و سيصد و بيست و پنج سال پيش محمد بن عبد اللّه صلى اللّه عليه و آله فرموده دو ماه محرم و صفر در مسجد مرحوم شيخ عبد الحسين معنى اين كلمات را براى شما گفتم ، كه خائنين و گرگان به لباس ميش و عالمنماها شما را گول نزنند و كلمات مرا در روزنامه چاپ كردند باز چند نفر از عالمنما كه رفتند به حضرت عبد العظيم نوشتند و داد زدند كه مردم بياييد دين از دست رفت ، اسلام از دست رفت . مردم مىگفتند چه شده ؟ جواب مىدادند كه مجلس مىخواهد قانون مساوات را جارى كند ، يعنى ما با يهودى و ارمنى يكى باشيم . ما به آنها دختر بدهيم و از آنها دختر بگيريم و شما مردم گوش به مزخرفات آنها مىداديد ، و هيچ نمىگفتيد