انسانست نسبت به چهارپايان
وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَكُوبُهُمْ وَ مِنْها يَأْكُلُونَ وَ لَهُمْ فِيها مَنافِعُ وَ مَشارِبُ ،
شما را به حق خداوند ملاحظه كنيد ببينيد همين قسم هست يا خير كه اين بيچاره رعيت سال دوازده ماه خدمت مىكند ، جان مىكند ، آفتاب مىخورد ، سرما مىخورد ، گرما مىخورد ، پدرش درمىآيد ، بىخوابى مىكشد ، زمين را شخم مىكند ، گندم را مىپاشد به زمين ، آب يارى مىكند ، درو مىكند ، بوجارى مىكند گندم را مىكوبد ، همين كه گندم را خرمن كرد يك وقت نوكر ارباب با فراش ديوانى حاضر مىشود اولا از پنج خروار گندم چهار خروار حق ارباب است يك خروار حق رعيت . از اين يك خروار بايد ماليات ديوانى را بردارد . بعد هم يك خروار رعيت اصلا هفتاد من اگر باشد بعد هم مىگويد چهل من مساعده گرفته ، مختصر يك قسمى حساب براى اين بيچاره رعيت مىسازد كه يك چيزى هم بدهكار مىشود . آنوقت اين بدبخت بعد يك سال زحمت حالا بايد خودش و عيالش با بدن برهنه و عريان تا آخر سال نان ارزن بخورد ، حالا شما بهبينيد كدام چهارپايى و كدام گاو و گوسفندى اين قسم مداخل براى صاحبش دارد .
حالا اين تقصير از كيست ، اين تقصير به اعتقاد من از خود رعيت است كه مثل گوسفند در خواب غفلت است و اصلا خبر از حقوق خودش ندارد اصلا نمىداند كه در نزد عدل پروردگار اين رعيت با اربابش هيچ فرقى ندارد . هردو بنده يك خدا و امت يك پيغمبرند . چونكه نمىفهمند لازمه اين جهل همين است چنانچه خداوند در قرآن مىفرمايد اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ .
« 1 »
ظاهر آيه شايد معنيش اينست كه بدرستى و تحقيق كه خلق فرمودهايم از براى جهنم بسيارى جن و انس را . آن اشخاص كيستند ؟ مردمانى هستند كه از براى آنها دلهايى است كه حق را نمىفهمند ، و گوشهاييست كه حق را نمىشنوند ، و چشمهائيست كه حق را نمىبينند .
چشم باز و گوش باز و اين عمى * حيرتم از چشمبندى خدا .
عجب اينست كه خداوند نمىفرمايد چشم و گوش آنها را ، بلكه مىفرمايد چشم دارند اما نمىبينند ، و گوش دارند اما نمىشنوند . آنوقت مىفرمايد :
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
اينها هستند مثل چهارپايان بلكه از چهارپايان هم گمراهتر هستند . حالا صريح ملاحظه بفرمائيد كه خداوند آن طايفه را تشبيه به چهارپايان فرموده است . خوب ديگر شما چه توقع داريد از اين مردم اگر يكى از شما هرقدر هم آدم خوبى باشيد در بيابان يك گوسفند بهبينيد مىچرد بيصاحب ، هيچكس نيست مؤاخذه بكند . يقينا اين گوسفند را مىگيريد و قصد تمليك مىكنيد . پشمش را شيرش را ، كوشتش را ، برهاش را ، همه را تصرف مىكنى . من نمىدانم از غفلت ايرانى چه بگويم ، از جهل ايرانى چه بنويسم . شده است سى كرور جمعيت از شاه تا رعيت همه در خواب غفلت . اينكه مىگويند ملت حيه و ملت ميته معنيش همين است . ملت حيه يعنى زنده ؛ يعنى بيدار ؛ يعنى صاحب حس انسانيت ؛ كه تمام افراد مملكت همه عارف و آگاه بحقوق شخصى و حقوق ملى خودشان
هامش
( 1 ) - آيهء 179 از سورة الاعراف ، سورهء 7