هستند . احدى از داخل و خارج جرأت ندارد دست تعدى و پاى نخطى به طرف حقوق آن ملت دراز كند مثل ترانسواليها ، مثل ژاپونيها ، كه تمام ملت حتى زنان و دختران از بذل جان و مال و ريختن خون خودشان در راه حفظ حقوق قوميت و مليت خود دريغ ندارند . به عكس مال ميته كه تمام افراد ملت از اعلى و ادنى رئيس و مرؤس ، شاه تا رعيت ، هربلايى كه بر سرشان بيايد ، هرخللى كه به مليت و شرف قوميتشان وارد بيايد اصلا ملتفت نيستند . مثل مرده كه هركس هر بلايى بر سرش بياورد نمىفهمد .
شما را به حق خدا قدرى تصور بفرمائيد و ببينيد كه از ما ايرانيان بدبختتر و جاهلتر خداوند ديگر بندهاى دارد ! كه الان مدت يك سال است در تمام روزنامههاى عالم مىنويسند كه انگليس و روس مىخواهند در سر ايران و افغانستان و تبت معاهدهاى قرار بدهند . ما مردم ايران هم اين روزنامهها را مىخوانيم و اين عبارت را هم مىبينيم . در اين مدت يكنفر پيدا نشد كه فرياد كند بابا چه خبر است مگر ايرانيها مردهاند كه شما بر سر تقسيم مملكتشان با يكديگر عقد محبت و مودت مىبنديد ، چرا يك نفر هست كه همان يكى است كه مربى ايرانيان و حافظ حدود و حقوق تمام ملت بدبخت بيچاره ايرانى است . جناب مستطاب شريعتمدار ثقة الاسلام مروج الاحكام آقاى مؤيد الاسلام ادام اللّه تعالى ايام افاضاته و افاداته كه همين در روزنامهء مقدس ملى خودش حبل المتين فرياد مىزند كه اى ملت غافل ايران ، اى پادشاه اسلام ، اى وكلاى ملت ، اى اشخاصى كه سى كرور ملت بيچاره ايرانى شما را از ميان خودشان انتخاب كردهاند و سعادت آتيه و حفظ حقوق مليت خودشان را از شما اميدوارند ، چرا اصلا در اين فكر نيستيد . چرا ملتفت اين مطلب بزرگ نمىشويد ، واقعا خيلى قضيهء غريبى است كه يكى زنده است دو نفر همسايه مىآيند مىنشينند خانهاش را ميان خودشان قسمت مىكنند . حالا اين كس را نمىشود گفت زنده است ، اين مرده است . ما ملت ايرانى هم مردهايم ، مبعوثان وكلاى ما هم مثل خودمان مىباشند اگرچه در ميان وكلا و جلساى مجلس مقدس شوراى ملى شيد اللّه اركانه هستند اشخاصى كه الحق و الانصاف سبب افتخار ملت ايران هستند . آنچه يك نفر وكيل يك ملت لازم دارد از دانايى معرفت و قوت قلب و تدين حقيقى و ملتخواهى و وطنپرستى همه را دارا هستند . اما اينها بسيار كماند و قليل من عبادى الشكور ، اما بسيارى از وكلا بيچارهها صاحب مرتبه عقل هيولائى مثل لوحى ساده كه همهء اشكال را قبول مىكنند راى جناب مولانا مطابق راى جناب رئيس است ، تاراى رئيس چه اقتضا كند . بيچاره پنجاه سال يا كمتر يا بيشتر از عمرش گذشته است همه را عادت كرده است در حضور بزرگان مملكت خواه از علما باشد خواه از اركان و وزرا با دو زانوى ادب بنشيند و دستهايش از عبا بيرون بياورد و همى تصديق بلا تصور كند . بلى قربان ، بلى قربان . اين بيچاره حالا آمده است در مجلس شوراى ملى وكيل شده است . خيال مىكند اينجا هم دربار دولتى يا محكمه قضاوت آقا است . هرچه را جناب رئيس يا يك نفر از وزراى مسئول يا يك نفر كه از اين وكيل متشخصتر است رأى بدهد اين بيچاره بجز بله قربان هيچ رايى ندارد .
من يك وقت در كتب حكما مىخواندم كه مىگفتند بالاى فلك اطلس كه فلك الافلاك است لا خلا و لا ملا ، يعنى مىگويند فوق فلك اطلس نه پر است نه خالى است . من با خودم تصور مىكردم اين
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: اقبال يغمايى
ص١٨١